ܓ✿ تـــو فــقــطــ لــیــلــی بــاش ܓ✿
تو فقط لیلی باش... دل مجنون با من... گذر از این هفت خان... سخت و آسون با من! (وب لژیون همسفر لیلا) 
قالب وبلاگ
به نام آفریده هستی

لژیون «تو فقط لیلی باش» روز دوشنبه 29/7/98 با حضور جمعی از همسفران و استادی کمک راهنمای محترم «همسفرلیلا» و دبیری همسفر شهلا با دستور جلسه ی «سی دی اضافه وزن2 » رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.


پر خوری و تمام مشکلات جسم ما پیام هایی هستند که از درون ما و روان ما داده می شود که یک جای کار اشکال دارد و راهی را اشتباه طی می کنیم. یک جایی خودمان را فراموش کرده ایم؛ جسم ما در هر لحظه با ما سخن می گوید...

در ادامه مطلب بخوانید...


همسفر لیلا (راهنمای لژیون): سلام دوستان لیلا هستم یک همسفر؛ خوش آمد می گویم خدمت شما همسفران عزیز، امیدوارم حالتان خوب باشد و شاد و سلامت باشید.
در ابتدا مشارکت همسفران در مورد دستور جلسه را خواهیم داشت. مشارکت را این گونه شروع کنید که هفته ی گذشته که سی دی اضافه وزن را کار کردیم، چه تغییراتی در جسمتان احساس کردید؟

همسفرخدیجه: در مورد کالری ها 2000 کالری را برای خودم در آوردم که چه چیزی، چه قدر کالری دارد و برنامه ای نوشتم، همه چیز هم می خورم؛ حتی نوشابه و سس. قبل از ناهار یک سیب می خورم که باعث می شود احساس سیری بیشتری نسبت به تعداد قاشق غذایی که در نظر گرفته ام بدهد و به رفع یبوست هم کمک می کند. برای قند و شیرینی هم جایگزین گذاشتم و چای را با خرما می خورم، شیرینی را کلاً حذف کردم و خیلی وزنم کم شده است.

همسفر سمیه: من بعد از گوش کردن سی دی اضافه وزن سعی کردم به برنامه غذایی ام سر و سامان بدهم. چه قدر خوب است که کالری غذاها را به صورت تقریبی بدانیم؛ من وقتی صبحانه می خوردم کالری ها را در می آوردم، ولی دیدم تکرار هر روز این کار خسته کننده است، ولی رقم تقریبی آن را در آوردم. سعی می کنم قبل از سیر شدن از سر سفره بلند شوم و الآن که این موضوع را همراه با ورزش رعایت می کنم وضع معده ام بهتر شده و در برنامه ام هم خرید ترازو را دارم. چیزی را که دوست داریم باید بخوریم، بعضی چیزها مثل سوسیس کالری زیادی دارند و خاصیت هم ندارند و سریع جذب بدن می شوند. من اهل فست فود بودم، ولی بعد از کنگره دیگر دوست ندارم.  وقتی افکار و اندیشه ی آدم عوض می شود، رفتارش هم تغییر می کند. آشنایی با کالری ها بسیار مهم است.

همسفر لیلا ک: در سی دی اضافه وزن آقای مهندس گفتند که سه چیز را در نظر بگیریم، اینکه چی بخوریم، کی بخوریم و چه اندازه بخوریم. من این را خودم امتحان کردم که موقع ظهر چه غذایی باید بخورم و در شب غذایی که کالری زیاد دارد و تبدیل به چربی قابل جذب در بدن می شود را کم کرده ام. سبزیجات را بیشتر کرده ام، صبحانه را کامل می خورم ولی فاصله صبح تا ظهر را با دانه ها و سبزیجات پر می کنم.

همسفر مریم خ: من هم روش آقای مهندس را رعایت کردم، چای سبز با زنجبیل می خورم و الان یک هفنه 700 گرم کم کردم. آقای مهندس در مورد کربوهیدرات ها و چربی ها گفتند که 25 درصد انرژی مصرف می کنند تا جذب شوند، ولی پروتئین ها برای سوخت و ساز بدن لازمند و بعد از این بیشتر پروتئین مصرف می کنم.

همسفر اعظم: من سی دی را گوش دادم و ترازوی دیجیتالی خریدم، خودم را وزن کردم و بعد از یک هفته نیم کیلو کم کردم. من صبحانه که می خوردم به کالری ها توجهی نمی کردم و بیسکویت می خوردم و شب هم همین طور. در روز یک وعده غذا می خوردم، اما حالا تنقلات را کنار گذاشتم و کالری غذاها را نوشتم، سر ساعت هم صبحانه می خورم و در یک هفته نیم کیلو کم کردم. من همیشه می گفتم چرا بقیه این قدر وزنشان خوب است و فهمیدم با در نظر گرفتن کیلو کالری غذاها وزن تغییر می کند. وقتی صورت مسئله ی چیزی را بدانیم مثل صورت مسئله ی اعتیاد که با آن پی به درمان بردیم، اگر صورت مسئله ی وزن را هم بدانیم می فهمیم که چه قدر کالری برای بدنمان مفید است و با شناخت درست می توانیم وزنمان را کم کنیم.

همسفر زهرا: من هنوز وزنه نگرفتم، ولی یک هفته ی پیش رفتم استخر و احساس سنگینی زیادی داشتم، ولی با گوش دادن سی دی آقای مهندس و رعایت بعضی چیزها از جمله نخوردن چایی زیاد و قند سبک تر شدم و دفعه ی بعد راحت بودم و احساس سبکی می کردم.

همسفر شهلا: با گوش کردن سی دی های اضافه وزن پی بردم به این که آقای مهندس همان طور که صورت مسئله ی اعتیاد را به درمان رسانده اند، با تفکر توانسته صورت مسئله ی چاقی را هم درمان کند. وقتی ما وزن اضافه داریم هوشیاری خود را از دست می دهیم و جسمان ضعیف می شود، حسمان هم ضعیف می شود و پیامهای روحمان به نفس نمی رسد و نفس همان طور که دلش می خواهد عمل می کند، می تواند انرژی کاذب به ما بدهد که من اشتها دارم. ما هم به دنبال بد خوری و پر خوری می رویم و دیگر نفس صدای روح را نمی شنود. قبل از کنگره من خیلی شیرینی دوست داشتم، با خودم گفتم این هفته شیرینی نمی خورم و به روش سقوط آزاد تصمیم به قطع آن کردم و هر جا شیرینی می دیدم تمام روحم در آن شیرینی بود که چرا نمی توانم مصرف کنم. با صورت مسئله ی اضافه وزن فهمیدم، دقیقاً شبیه به همان فرد مصرف کننده مواد هستیم که مصرف مواد را با سقوط آزاد می خواهد کنار بگذارد. خوشحالم که آقای مهندس به صورت مسئله ی چاقی پی برده تا من بتوانم جسم و روان و جهان بینی ام را در کنار هم قرار دهم و به درمان برسم. جهان بینی، ورزش و دی سپ باید در کنار هم باشند.

همسفر فاطمه ط: آقای مهندس در سی دی اضافه وزن 2 برای مصرف پروتئین می گویند؛ این که وقتی گوشت مصرف نمی کنید بدن پروتئین لازم را از خود ماهیچه می گیرد و ماهیچه ها را تجزیه می کند. من خودم چند ماهی به خاطر کمردرد به ورزش می رفتم، اما اهمیتی به تغذیه ی بعد از ورزش نمی دادم، ولی در سی دی گفته است حتماً بعد از ورزش پروتئین مصرف کنیم وگرنه دچار ریزش صورت می شویم. سوخت و ساز بدن از ماهیچه ها گرفته می شود و بدون مصرف پروتئین حجم ماهیچه ها کم می شود.

همسفر لیلا «راهنما»: هدف ما از کاهش وزن این نیست که لاغر شویم تا زیبا به نظر برسیم، آن هم خیلی خوب است، ولی اولین هدف ما سلامتی است؛ ما نمی خواهیم به این سرعت لاغر شویم، اصلا هدف ما این نیست. هدف ما این است که سی دی ها را گوش کنیم و با روشی که آقای مهندس می گویند آشنا شویم و به کار ببریم تا در سلامتی زندگی کنیم و در کنار به دست آوردن سلامتی، وزنمان هم کم شود. حس خوبی دارد که کالری ها را رعایت می کنیم و آن قدر غذا بخوریم تا جسممان بفهمد که داریم به آن احترام می گذاریم. تک تک شما وقتی این سی دی را گوش می کنید، وقتی حرکت می کنید هدفتان روی سلامتی جسم باشد. 

خانم زهرا نکته ی جالبی گفتند که من خودم فهمیدم که سبک شده ام، واقعیت هم همین است. وقتی آدم بداند که چه می خورد و چقدر می خورد، اگر هم در ظاهر نشان ندهد ولی خودش سبک شدن را احساس می کند. ما سلامتی را می خواهیم، هدفتان را این بگذارید. هفته ی پیش گفتم اگر ما بیاییم شروع کنیم دائم خودمان را وزن کنیم، الان وزن کم کردم، یک کیلو زیاد کردم، وزنم هی بالا و پائین می شود، ذهنمان به هم می ریزد. این که آقای مهندس می گویند خودتان را وزن کنید برای این است که در مورد جسمتان آگاهی داشته باشید، بدانید متابولیسم بدنت چیست؟ برای چه گفتند سه بار، یک بار قبل از صبحانه، یک بار قبل از ناهار، و یک بار هم قبل از خواب خودتان را وزن کنید؟ نه به خاطر این که اگر بالا رفته خودت را سرزنش کنی و یا اگر پائین آمده ذوق کنی؛ به خاطر این که بفهمی متابولیسم بدن تو چگونه است، چه غذایی بخوری بالا می رود و چه غذایی بخوری پائین می آید. 

آقای مهندس می گویند ترازو چشم بینای کاهش وزن است، یعنی مثل این که به آدم کور دو تا چشم بینا داده باشید و بتواند حرکت کند. ترازو میزان سوخت و ساز بدن ما را می گوید، به ما می گوید جسم تو این طور است، سرعت کاهش وزنت این است و یا سرعت زیاد شدن وزنت این است، چه غذایی را بخوری چاق می شوی و با فلان غذا لاغر می شوی. حتی انسان لاغر هم نباید بگوید من که لاغرم، ترازو به درد من نمی خورد و یا چرا باید سی دی اضافه وزن را گوش کنم. ما هدفمان سلامتی است. چون قبل از این نمی دانستیم چه بخوریم و چه قدر بخوریم؟ در کنار این که مسافرتان درمان می شود، جهان بینیاشان تغییر می کند، داروی oT را مصرف می کند و خواص شفا بخش آن وارد بدنشان می شود، همسفرها هم باید روی جسم خودشان کار کنند. 

جسم، روان و جهان بینی این سه ضلع باید به تعادل برسند تا ما به آرامش برسیم. اگر فقط روی جهان بینی خودت کار کنی، اطلاعاتت بالا برود و روی روان خودت کار کنی، فرمانبردار خوبی باشی، در کنگره خدمت کنی و حرکت کنی، ولی حواست به جسمت نباشد به هیچ دردی نمی خورد، چرا؟ چون کسی که به جسم خودش احترام نگذارد، به هیچ چیز دیگری هم احترام نمی گذارد. 

اگر شما بتوانید بهترین رفتار را با جسم خودتان داشته باشید، رفتارتان با بچه هایتان هم خوب می شود، با همسرتان هم خوب می شود. ما می خواهیم این احترام گذاشتن و ارزش دادن به خود را یاد بگیریم. راجع به حس ارزشمندی قبلا صحبت کردیم، همسفر باید برای خودش ارزش قائل باشد و حس ارزشمندی را در خود تقویت کند. باید بداند که یک شخصیت جدا برای خودش دارد و برای خودش حرکت کند. در عین حال که مادر است و همسر است، شخصیت خود را فراموش نکند. آیا فقط باید حواسم به فرزندم و یا همسرم باشد که چه می خورند و یا در مهمانی ها چه درست کنم؟ حواسم به آن چه خودم می خورم هست یا نه؟ 

آقای مهندس گفتند که از هیچ غذایی نباید خود را محروم کنیم. چون کسی که خود را از غذاهای مختلف محروم می کند، مثل آدم حریص می شود. اگر در برنامه ی کاهش وزن شیرینی را حذف کنی، حریص می شوی به شیرینی و همیشه باید به خودت فشار بیاوری که من نمی خورم، رژیم دارم و این همیشه در ذهنت می ماند. حتی چربی ها نیز برای بدن ضروری است. در مورد پروتئین ها، همه ی ما فکر می کنیم وقتی به کاهش وزن شروع می کنیم باید سریع وزنمان کاهش یابد، لاغر بشویم و همه ما را تحسین کنند و اصلا به این فکر نیستیم که موهایمان می ریزد، پوستمان شل می شود. طبق گفته ی آقای مهندس در کاهش وزن پوست بدن ما نباید افتادگی پیدا کند، باید قدم به قدم این کار را انجام داد. اگر سریع بخواهی به لاغری برسی، در برابر عواقبی که ممکن است برای تو پیش بیاورد ارزشش را ندارد. همین که صبح از خواب بیدار می شوی با احساس سبکی، حتی اگر وزنه چیز دیگری را نشان بدهد همان سبکی خیلی حس خوبی می دهد، با همین شیوه ادامه بده، انشاالله به موفقیت می رسی.

یک سررسید تهیه کنید و وزتنان را یادداشت کنید و کالری هایی که می خورید را بنویسید. آقای مهندس در مورد کاهش وزن به سه نکته اشاره کردند؛ یکی این که چه بخوریم؟ یعنی غذاهای خود را آگاهانه انتخاب کنیم، فکر کنیم آیا برای بدن ما مفید است یا نه، آیا یک لیوان نوشابه ارزش غذایی دارد؟ سوسیس و کالباس ارزش غذایی دارد یا نه؟ می توانی چیز بهتری جایگزینش کنی؟ یا وقت بگذاری غذای خوب درست کنی؟ سالادی درست کنید از کاهو، خیار، گوجه، و کشمش برای بر طرف کردن سردی آن و یا زنجبیل تازه، فلفل قرمز یا سیاه و....

به همه تأکید می کنم روی این که چه بخوریم حساسیت زیادی به خرج بدهید، کمی فکر کنید می توانید انتخاب درستی داشنه باشید. نکته ی بعدی این که کی بخوریم؟ هر کس بر مبنای متابولیسم بدن خودش می تواند تعیین کند که کی غذا بخورد؟ آقای مهندس می گفتند من قبلا یک وعده غذا می خوردم، صبحانه نمی خوردم و این باعث می شد وزنم زیاد شود. اما الان به دو وعده تبدیل کرده ام، یعنی آن یک وعده تأثیر بیشتری برای لاغری داشته است. پس هر چه تعداد وعده های غذایی بیشتر باشد و حجمش کمتر تاثیرش بر کاهش وزن بیشتر است. حتی گاهی اوقات اگر به جسمتان دقت کنید، ممکن است سه ساعت یک بار گرسنه شوید، می توانید چیزهایی بخورید که احساس می کنید مقوی است. در سی دی اضافه وزن کالری ها را آقای مهندس توضیح دادند؛ خانم هایی که قدشان 170سانتی متر است 2000 کالری در روز نیاز دارند که به تعداد وعده ی غذایی بر 3 تقسیم می شود، 650 کالری برای هر وعده. نکته ی دیگر استفاده از تخم مرغ در رژیم غذایی است، به میزان هفته ای 4 تا 5 عدد بیشتر به صورت آب پز، پروتئین تخم مرغ باعث می شود پوست ما شل نشود. خانم فاطمه گفتند گوشت نمی خورند، به جای پروتئین گوشت می توانید از حبوبات ،تخم مرغ و... استفاده کنید که منبع غنی پروتئین هستند. 

همسفر خدیجه: خانم شهلا گفتند حس هایمان بسته می شود و دیگر آن ادراک را نداریم. من به تجربه این را حس کردم. این چند روز برای خودم ساعت وعده ی غذایی گذاشتم خارج از آن ساعت چیزی نمی خورم، الآن چند سال است که از سر کار که برمی گردم به خانه، فکر می کردم گرسنه هستم و اول یک چیزی می خوردم، ولی این مدت فهمیدم که من اصلا گرسنه نیستم و خسته ام، حس خستگی را با گرسنگی اشتباه می گرفتم. در سی دی آداب معاشرت آقای مهندس گفتند لقمه هایتان را آرام بخورید و من رعایت نمی کردم . بعد از گوش دادن به این سی دی 20دقیقه برای غذا خوردنم تایم گذاشتم و زودتر احساس سیری می کنم. 

همسفر لیلا «راهنما»: در این چند دقیقه باقی مانده می خواهم راجع به مشکلات درونی چاقی صحبت کنم.
پر خوری و تمام مشکلات جسم ما پیام هایی هستند که از درون ما و روان ما داده می شود که یک جای کار اشکال دارد و راهی را اشتباه طی می کنیم. یک جایی خودمان را فراموش کرده ایم؛ جسم ما در هر لحظه با ما سخن می گوید، یعنی تک تک بیماری هایی که ما به آن دچار می شویم از جمله چاقی، پیام جسم است که می گوید تو حواست به من نیست و به من توجه نمی کنی. جایی در درون تو مشکل دارد که باید درستش کنی، باید علل را در درون خود کشف کنیم.
اشتها دو نوع است: اشتهای واقعی که جسم به تو می گوید من الآن گرسنه ام و نیاز به سوخت دارم و اشتهای کاذب که همین طور احساس گرسنگی می کنید، ممکن است نیم ساعت قبل غذا خورده باشید ولی باز هم گرسنه اید. باید دید چه چیزی باعث گرسنگی شده است؟ چه بلایی بر سرجسمت آورده ای که از این طریق با تو سخن می گوید؟

امتحان کنید ببینید در تغذیه تان چه وقت هایی غذا می خورید؟ چه وقت رعایت کردید و چه وقت هر چه رسیدید خوردید، آن وقت که حواستان بوده چه حسی در درونتان دارید، آن وقت که حواستان نبوده چه چیزی حالتان را بد کرده است؟ و در پایان این که توجه و پیدا کردن گره های درونی تاثیر خیلی زیادی در سلامتی ما  انسان ها دارد. 

از این که به صحبتهای من توجه کردید متشکرم.


درخاتمه با دعای همسفران لژیون پایان یافت.

نویسنده: همسفر لیلا.ک
تصویرگر: فاطمه همسفر محمد



طبقه بندی: گزارشات لژیون، 
[ 1398/08/3 ] [ 09:17 ب.ظ ] [ همسفر لیلا (راهنمای لژیون) ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


وقتی که خسته از دنیای تاریک و ظلمانی اعتیاد، و با پیمودن راه های دشوار و پر از خطر، با پاهای خسته و ناتوان، به "اینجا" می رسی، بدان که اینجا سرزمین عشق است. سرزمین نور و امید.
ܓ✿اینجا کنگره ی 60 است...ܓ✿
در این سرزمین تو را همسفر می خوانند و همراه غرق شده در تاریکی اعتیادت را مسافر.
هر چند هر دو مسافرید! مسافرانی به مقصد عشق...
هر روز این سفر عینِ خوشبختی ست...
هر روزش فهمیدن و بزرگ شدن است، هر لحظه اش امید است و شوق..
و تو با هر قدم می رسی، با هر تپش قلبت اوج می گیری...
اینجا یاد می گیری از کنار تمام آدم هایی که برایت از محال بودن خواسته هایت می گویند بگذری و به حرمت تمام چشم هایی که منتظر رسیدنت هستند تلاش کنی.
مدال زیبای رسیدن تنها سهم توست.
افتخار فتح این قله، تنها باید نصیب دست های خسته ی تو شوند.
گرما و سرما، باد و باران، برف و تگرگ، طوفان و گرباد، هر چه باشد، نمی تواند مانع تو که کفش های آهنینت را به پا کرده ای و راهی سفر شده ای باشد...!
و این جاده میزبان قدم های توست...
حالا که عزم رفتن کرده ای، چشمانت را ببند و تمام روزهای سخت را دوره کن، تمام روزهایی که حق تو خندیدن بود و سهم چشمانت اشک شد!
تمام شب هایی که آسوده به صبح نرسید...!
تمام شادی هایی که بدهکار این قلب مهربانی!
حالا تو ماندی و گام هایی به استواری یک کوه و قلبی مملو از امید و عشقی پر رنگ تر از هر روز.
مسافر سرزمین آرزوها، تو فقط برو!
ببین که پشت سرت تمام آبی آسمان را ریختم..!
دلت آرام...
یکی اینجا به تو قول داده...
قول داده که تمام خستگی هایت را جبران می کند...
پس فراموش نکن که وعده ی او، هرگز دروغ نیست...
اینجا سرزمین آرزوهاست...
اینجا کنگره ی 60 است...
و این وبلاگ متعلق به لژیون همسفر لیلا، در شعبه ی امین گلی خمینی شهر اصفهان است.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


  • paper | فال تاروت سه کارتی | فروش
  • فروش رپورتاژ آگهی | sales رپورتاژ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic