ܓ✿ تـــو فــقــطــ لــیــلــی بــاش ܓ✿
تو فقط لیلی باش... دل مجنون با من... گذر از این هفت خان... سخت و آسون با من! (وب لژیون همسفر لیلا) 
قالب وبلاگ
به نام اولین عاشق که اوست.
لژیونِ "تو فقط لیلی باش" روز دوشنبه 13/8/1398 با حضور گرم جمعی از همسفران و با استادیِ کمک راهنما خانم لیلا،دبیریِ همسفر خانم شهلا و با دستور جلسه سی دی (اضافه وزن 3) راس ساعت 17 آعاز به کار کرد.


وقتی انسان احساس ناامنی می کند ناخودآگاه ممکن است رو به غذا خوردن آورد.

عدم امنیت روی جسم ما خیلی تاثیر دارد. یکی از وظایفی که یک انسان بر عهده دارد این است که امنیت خودش (جسمش) را حفظ کند. امنیت یعنی چه؟
یعنی وجود تو امن شود، حالا چه جسم چه روح؛ شما نباید اجازه بدهید هر چیزی و یا هر کسی وارد حریم امن و خصوصی شما بشود. وقتی جسم انسان امن می شود دیگر هر غذایی را نمی خورید، برایتان مهم می شود، وقتی نگاه می کنید می بینید یک چیزی ارزش غذایی ندارد از آن استفاده نمی کنید. 

گزارش کامل را در ادامه مطلب بخوانید...



در ابتدا مشارکت همسفران پیرامون دستور جلسه:

همسفر اشرف: من چیزهای پروتئین دار اصلا نمی خوردم و به فکر سلامتی ام نبودم، فقط می خواستم سریع لاغر بشوم، صورت مسئله اش برایم حل نشده بود و من به اشتباهم پی بردم که چقدر ضربه به بدنم رساندم، بدن من خیلی از ویتامین ها و پروتئین ها را می خواست ولی من به آن نمی دادم و الان چند هفته هست طبق روش آقای مهندس پیش می روم.

همسفر لیلا ک: در این سی دی گفته شد ما همین طور که به صورت مسئله اعتیاد پی بردیم، فهمیدیم سیستم ایکس چیست و چه چیزی باعث اعتیاد مسافران ما شده و علت اصلی آن را پیدا کردیم، در مورد چاقی هم صورت  مسئله آن را باید پیدا کنیم نه اینکه با قرص های لاغری و یا پیکر تراشی بخواهیم مسئله را حل کنیم! بزرگترین مشکل پیکر تراشی این است که وقتی چربی ها را از پوست جدا می کنند، تا پوست می خواهد به گوشت بچسبد شش ماه طول می کشد و چه عوارضی می تواند داشته باشد.
و اما در مورد قرص ها، عوارض شدید روی سیستم گوارش، کبد، قلب، کلیه و... می تواند بوجود بیاورد. من واقعا چیزی از خودم نمی دانستم و خیلی وقت ها خودم را سرزنش می کردم و می گفتم آدم نباید این قدر به خودش عزت بگذارد، مگر غذا خوردن چقدر اهمیت دارد که وقت صرف آن کنیم.
همیشه به خاطر اضافه وزنم خودم را سرزنش می کردم و هیچ چیز نمی خوردم، ولی همیشه چشمم به آن چیزی که نخورده بودم بود، اما با گوش دادن به این سی دی به اهمیت جسم پی بردن و از این به بعد سعی می کنم بیشتر به آن توجه کنم.

همسفر شهلا: ما اگر وارد کنگره شدیم به این دلیل بود که به جسم، روان و جهان بینی مان اهمیت بدهیم. حضرت علی علیه السلام فرمودند: کم خوردن نفس را گرامی و قدرتمند می کند. اگر خداوند بخواهد فردی را اصلاح کند سه چیز را نصیب آن می کند و آن سه چیز اینها هستند: 1ـ کم گویی، 2ـ کم خوری،3ـ کم خوابی.
ما در کنگره کم گویی و کم خوابی را آموزش گرفتیم و نیروهای اهریمنی از طریق پرخوری وارد جسم ما شده اند. وقتی جسم  من سالم نباشد روحم هم سالم نیست، چون وزنم بالا می رود و وقتی وزنم بالا رفت بی حوصله و افسرده و گوشه گیر می شوم و نمی توانم آموزش ها را دریافت کنم.

همسفر خدیجه: من در این مدت 3 کیلو و 200 گرم، بدون اینکه گرسنگی بکشم وزن کم کرده و بسیار خوشحال هستم.
در کتابِ آسمانی درمورد اسراف و پرخوری خیلی آمده و ما همیشه درمورد آب صرفه جویی می کردیم و الان به این پی بردم که همین  اضافه وزن و زیاد غذا خوردن من هم اشتباه است. در مورد فیبر آقای مهندس فرمودند چقدر به دستگاه گوارش ما کمک می کند؛ در این هفته 20 دقیقه قبل از غذا خوردن، سالاد را با کشمش و فلفل سیاه و زنجبیل درست کردم و خوردم خیلی خوشمزه شد و بسیاری از مشکلات دستگاه گوارش من خوب شد.

همسفر فریبا: ما اول باید صورت مسئله را بدانیم تا بتوانیم آن را حل کنیم.
بدن ما طبع سرد دارد و غذاهایی که می خوریم بیشتر آن سرد است و این باعث چاقی ما می شود، اگر ما غذاهای گرم استفاده کنیم صددرصد یک وزن ایده آل داریم؛ و اما در مورد تخم مرغ، همان 5 وعده که آقای مهندس فرمودند را بخورید و بعد آزمایش کلسترل انجام بدهید کلسترول را خیلی پایین می آورد.
یک سوال هم داشتم و آن این است که مبداء ما کجاست؟

کمک راهنما خانم لیلا: آقای مهندس در هر سه سی دی اضافه وزن تاکید داشتند که هدف من لاغری نیست و هدفم این است که شما به سلامتی دست پیدا کنید. اگر شما برنامه هایی که آقای مهندس می گویند را اجرا کنید، غذا خوردنتان را درست کنید، حتی اگر وزنتان کم نشد، اصلا نباید برایتان مشکلی باشد و فکرتان درگیر باشد چرا من لاغر نشدم؟ چون هدف ما سلامتی است.
داشتم متن سخنان آقای منصوری جانشین آقای حکیمی در شعبه سلمان فراسی را می خواندم که گفته بودند آقای مهندس تا زمانی که خودشان وزن اضافه داشتند یک بار هم به من نگفته بودند که خودت را لاغر کن! ولی الان که خودشان وزنشان را پایین آورده اند به من تاکید می کنند که اصغر باید وزنت را کم کنی، چون من نگران سلامتی تو هستم.
اصلا بحث لاغری و کاهش وزن و آب شدن شکم و پهلو نیست، بحث سلامتی ست و من بارها شنیده ام که آقای مهندس فرموده اند من دوست دارم اعضای کنگره سلامت باشند، دلم نمی خواهد در سن پایین از دنیا بروند. آنچه که آقای مهندس می گوید را چه افرادِ لاغر و چه افرادِ چاق حتماً باید رعایت کنند.

بر مبنای آن چیزی که در سی دی ها گفته می شود حرکت کنید و چیزی غیر از آن انجام ندهید، چون روشهایی که تا حالا بوده فقط به جسم ما ضربه زده. آقای مهندس در این سی دی می فرمایند: اولش آمدند و گفتند چربی ها و کربوهیدراتها و... را نخورید که ما گرسنگی های سختی می کشیدیم و وزنمان را پایین می آوردیم و اثری نداشت. بعد قرص ها و پمادها و ژل ها به بازار آمدند، پیکر تراشی که الان آمده، معده کوچک می کنند، ساکشن می کنند، چربی هایشان را برمی دارند و همه این روش ها را آقای مهندس رد کردند و حتی در سی دی اشاره ای به طب سنتی و یا گیاه خواری نکردند.

آقای مهندس می فرمایند: هر چیزی که جزء مواد غذایی است برای بدن ما نیاز است، می گویند من خودم همبرگر، ساندویچ و یا کله پاچه می خورم ولی کم می خورم. اما اشاره ای نمی کنند که فلان دارو را بخورید، حتی اگر یک داروی معجزه بخش لاغری را بخورید ولی  برنامه غذایی را رعایت نکنید، به اندازه و سر وقت غذا نخورید و یا ورزش نکنید هیچ فایده ای ندارد.

دختر آقای مهندس(خانم شانی) در یک فایل صوتی گفتند سی دی های اضافه وزن پایه های کنگره هستند، اگر می خواهید پایه های کنگره را بفهمید و دغدغه های آقای مهندس را بفهمید که چی هست باید سی دی های اضافه وزن و ساختمان جسم را گوش بدهید و بنویسید. چون اگر جسم سالم نداشته باشیم، صور پنهان ما و روح و نفس ما چگونه می خواهد در یک جسم بیمار باشد و بخواهد حرکت کند؟ من چگونه روی جهان بینی ام کار کنم وقتی یک جسم بیمار دارم؟

در کتاب 60 درجه در مورد سوار و سوار کار گفته شده است که اگر یک سوار کار خیلی ماهر باشد، خیلی حرفه ای باشد، ولی اگر یک اسبی داشته باشد که بیمار باشد به کجا می خواهد برسد؟
حالا من جهان بینی ام را بالا ببرم، همه چیز بلد باشم، ولی یک جسم بیمار داشته باشم، چه کار می خواهم بکنم؟ 

کسایی که سی دی های اضافه وزن را ننوشته اند بنویسند و سعی کنند واو به واو نکته هایش را رعایت کنند، همچنین کسانی که صبحانه نمی خورند شروع کنند یواش یواش به صبحانه خوردن تا جسم آنها عادت کند.

آقای مهندس یک جای این سی دی حرص می خوردند در مورد کسی که پیکر تراشی انجام داده بود و می گفت من به شما گفته بودم این کار را انجام ندهید. زمانی که این قسمت سی دی را گوش دادم به خودم گفتم آقای مهندس به اندام متناسب و به سلامتی رسیده است و حالا دغدغه تک تک تمام اعضای کنگره را دارد و هدف ایشان سلامتی ماست.

من اولین بار نکته ای که آقای مهندس فرمودند را می شنیدم که گفتند آن چاقی که در بیرون هست نصف آن هم در درون هست. برای همین است که چاقی روی اعضای داخلی بدن مانند کبد، قلب، کلیه و... اثر می گذارد. 

همسفر خدیجه: منظور از سخنان آقای مهندس که گفته بودند نصفی از چاقی که در داخل بدن هست را من تجربه کردم و متوجه شدم چربی اطراف معده من را گرفته و معده من که رفلاکس دارد این قدر اذیت می کند و سوزش دارد به خاطر همین چربی هست که اطرافش را گرفته و هیچ دکتری هم به من نمی گفت. اما از زمانی که جنگ درست را با چربی های بدنم آغاز کرده ام، توانستم چند کیلو از وزن خودم را کاهش دهم و احساس بهتری داشته باشم.

کمک راهنما خانم لیلا: ما نباید جنگی بر علیه چربی هایمان داشته باشیم! در واقع جنگی در کار نیست. تک تک سلول های چربی که ما داریم بخشی از بدنمان هستند، سربازهایی هستند که قرار بوده بسوزند و به ما انرژی بدهند برای اینکه ما کارهایمان را انجام دهیم. حالا در اثر تغذیه اشتباه و عدم تحرک بدن ما مجبور شده آن سلول ها را جزء نیروهای ذخیره بگذارد. پس هیچ مبارزه ای در کار نیست، باید همه آن ها را دوست داشته باشیم، عاشقشان باشیم، سربازهای بدنمان هستند و به آن ها فرصت بدهیم که با اندازه و سر وقت غذا خوردن، یواش یواش آزاد شوند و انرژی شان را صرف وظیفه ای کنند که بر عهده شان است.

همسفر سمیه: آقای مهندس در سی دی فرمودند: ما باید صورت مسئله زندگی را هم بدانیم. من قبل از ورود به کنگره خیلی کابوس می دیدم ولی الان خیلی خوابم خوب شده و اگر ساعت 10 صبح از خواب بیدار می شویم یک دفعه نمی توانیم از فردای آن روز ساعت 7 بیدار بشویم باید کم کم در طول زمان این کار را انجام بدهیم.
من مدتی بود ورزش می رفتم و خیلی هم وزن کم کردم ولی نمی دانستم چه زمانی و چقدر غذا بخورم، برای همین وزنم برگشت و نباید از همان اول ورزش سنگین انتخاب کنیم، چرا که آسیب هایی به بدن ما وارد می شود مثل زانو درد.

همسفر فاطمه: آن جایی که آقای مهندس در مورد پروتئین ها صحبت می کردند که اگر پروتئین ها به بدن نرسد تمام عضلات ضعیف می شود و من به این نکته رسیدم که همین پروتئین، ماهیچه های قلب و مغر و... را می سازد، بعضی ها ضربان قلبشان پایین می آید و ضعیف می شود و خون رسانی نمی کند یکی از علت هایش هم همین است.

کمک راهنما خانم لیلا:  به نظر من سی دی های اضافه وزن به سی دی مَجاز آقای امین بسیار مرتبط هستند. در سی دی مَجاز آقای امین گفتند یکی از اضلاع مثلث شخصیت ما که آسیب می بیند ضلع امنیت است.
ممکن است یک سری از آدم ها در زندگی ما بیایند و باعث بشوند ما دچار احساس نا امنی شویم و حس کنیم جایی که زندگی می کنیم جای ناامنی است. وقتی انسان احساس ناامنی می کند ناخودآگاه ممکن است رو به غذا خوردن آورد.
عدم امنیت روی جسم ما خیلی تاثیر دارد. یکی از وظایفی که یک انسان بر عهده دارد این است که امنیت خودش (جسمش) را حفظ کند. امنیت یعنی چه؟
یعنی وجود تو امن شود، حالا چه جسم چه روح؛ شما نباید اجازه بدهید هر چیزی و یا هر کسی وارد حریم امن و خصوصی شما بشود. وقتی جسم انسان امن می شود دیگر هر غذایی را نمی خورید، برایتان مهم می شود، وقتی نگاه می کنید می بینید یک چیزی ارزش غذایی ندارد از آن استفاده نمی کنید. 

به نظر من اگر کسی سی دی را گوش کند ناخودآگاه وقتی که یک غذای ناسالم می بینید یک دفعه یادِ صحبت های آقای مهندس می افتد و روی او تاثیر می گذارد که اگر من این نوع غذا را بخورم یک جور آشغال به خورد جسمم می دهم.
پس امنیت هاله امنیت وجودم را ایجاد می کنم و اجازه نمی دهم هر ماده غذایی وارد بدن من بشود.

گاهی ما در زندگی مان حریم خصوصی برای خودمان نداریم، هرکسی از هر راهی می رسد می تواند در زندگی ما دخالت کند، هر کسی از راه می رسد می تواند ما را به هم بریزد، ما را ناراحت کند و ما ساعت ها بنشینیم و به حرف های او فکر کنیم و ناراحت شویم و غصه بخوریم که چرا این حرف را زد.
بچه ها هرکسی که در زندگی شما دخالت می کند خودتان به آن شخص اجازه را دادید به صورت غیر مستقیم. اگر در کوچه رد می شوید و یک دری باز نباشد شما نگاه نمی کنید، ولی وقتی درِ یک خانه باز باشد ناخوداگاه یک نگاهی به آن می اندازید.
پس اگر دوست، رفیق، خانواده، همسر و یا آشنایی در زندگی شما دخالت می کند به خاطر این است که خودت یک دری باز گذاشته ای که هر کسی وارد بشود، هر چقدر حریم خصوصی ما امن بشود حالمان بهتر است، هر چقدر آدمهای اطرافمان از مسائل خصوصی ما کمتر بدانند حال ما بهتر است.
چرا باید همه چیز را برای بقیه تعریف کنید؟ چرا باید همه چیز را به کسانی بگوییم که غیر متخصص هستند، یعنی هیچ تخصصی ندارند که به ما کمک کنند؛ فقط یا غصه ی ما را می خورند و یا می گویند الهی بمیرم و... و یا راهکارهای اشتباه به ما بدهند و بعد من باید نگران باشم که حرفی که زدم نکند به کسی بگوید؛ پس من امنیت خودم را ازدست داده ام و اجازه دادم هرکسی وارد زندگی من بشود.

اگر مشکلی در زندگی دارید، چه از نظر جسمی چه از نظر روحی، یک بازنگری کنید و ببینید چه دری باز گذاشتید؟ آیا جایی درِ باز هست؟ آیا هنوز هم به آدم ها اجازه می دهید وارد زندگی تان شوند؟ آیا هنوز می روی درد و دل کنی؟ آیا هنوز می روی تلفن بزنی و بگویی مشکل برایم پیش آمده ؟
اگر هنوز چنین کارهایی می کنید بدانید که خودتان دارید به انسان ها اجازه می دهید که به زندگی تان وارد شوند و  روح و روان شما را به هم بریزند.
پس عدم امنیت علت اصلی اضافه وزن است. جسمی که خداوند به ما عطا کرده و روحی که در آن جسم زندگی می کند به شدت نیاز به مراقبت دارد و متاسفانه آخرین چیزی که به آن فکر می کنیم جسممان است؛ یعنی هر بلایی سر جسممان می آوریم، موقعی که می خواهیم غذا بکشیم بهترین آن را برای مهمان و دیگران می کشیم، یک موقعی که غذا اضافه بیاید برای صرفه جویی خودمان می خوریم و چه بلاهایی سر جسممان می آوریم. 
اگر بنشینید برای خودتان سالاد درست کنید و یا غذایی که می خورید را با دقت بخورید؛ این ها تاثیر دارد نه کم خوردن! همین که جسم احساس کند دارید به آن اهمیت می دهید و دارید به آن توجه می کنید عکس العمل نشان می دهد.
نیاز به زور زدن نیست؛ خدیجه می گوید 3 کیلوکم کردم، باور کنید به خاطر غذا خوردن نیست، همین که جسمش احساس کرده به آن اهمیت می دهد، احساس کرده بالاخره بعد از این همه سال من را دید، الان حواسش به من هست، بعد این همه سال فداکاری هایی که برای هسر و فرزندانش می کرد بالاخره من را دید؛ الان حواسش به من هست، الان سالاد می خورد تا سلامت باشد؛ در این شرایط اگر همبرگر هم بخورد و حواسش باشد، با تمرکز و حواس جمع بخورد، همان اثر را خواهد داشت، چون جسم می داند به آن توجه می کنید، چون جسم فوق العاده هوشمند است.
 
در وادی 14 می گوید خداوند جهان را خلق کرد و در دلِ تک تک ذرات عشق قرارداده، ذرات جسم ما هم هوشمند هستند و در دل آن ها عشق موج می زند.
تا حالا چند نفر را دیدید که با معجزه افکارشان سرطان خود را درمان کردند! چرا؟ این معنی اش این است که این سلول ها هوشمند هستند که شما دارید به آن توجه می کنید.
همین ورزش می کنید جسمتان می داند که دارید به آن توجه می کنید؛ مثل یک بچه که من تا حالا به او توجه نمی کردم از امروز به بعد دارم نوازشش می کنم، می بوسمش این بچه تغییر می کند؛ پس جسم ما هم تغییر می کند.

نویسنده: همسفر عزت




طبقه بندی: گزارشات لژیون، 
[ 1398/08/22 ] [ 06:23 ب.ظ ] [ همسفر لیلا (راهنمای لژیون) ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


وقتی که خسته از دنیای تاریک و ظلمانی اعتیاد، و با پیمودن راه های دشوار و پر از خطر، با پاهای خسته و ناتوان، به "اینجا" می رسی، بدان که اینجا سرزمین عشق است. سرزمین نور و امید.
ܓ✿اینجا کنگره ی 60 است...ܓ✿
در این سرزمین تو را همسفر می خوانند و همراه غرق شده در تاریکی اعتیادت را مسافر.
هر چند هر دو مسافرید! مسافرانی به مقصد عشق...
هر روز این سفر عینِ خوشبختی ست...
هر روزش فهمیدن و بزرگ شدن است، هر لحظه اش امید است و شوق..
و تو با هر قدم می رسی، با هر تپش قلبت اوج می گیری...
اینجا یاد می گیری از کنار تمام آدم هایی که برایت از محال بودن خواسته هایت می گویند بگذری و به حرمت تمام چشم هایی که منتظر رسیدنت هستند تلاش کنی.
مدال زیبای رسیدن تنها سهم توست.
افتخار فتح این قله، تنها باید نصیب دست های خسته ی تو شوند.
گرما و سرما، باد و باران، برف و تگرگ، طوفان و گرباد، هر چه باشد، نمی تواند مانع تو که کفش های آهنینت را به پا کرده ای و راهی سفر شده ای باشد...!
و این جاده میزبان قدم های توست...
حالا که عزم رفتن کرده ای، چشمانت را ببند و تمام روزهای سخت را دوره کن، تمام روزهایی که حق تو خندیدن بود و سهم چشمانت اشک شد!
تمام شب هایی که آسوده به صبح نرسید...!
تمام شادی هایی که بدهکار این قلب مهربانی!
حالا تو ماندی و گام هایی به استواری یک کوه و قلبی مملو از امید و عشقی پر رنگ تر از هر روز.
مسافر سرزمین آرزوها، تو فقط برو!
ببین که پشت سرت تمام آبی آسمان را ریختم..!
دلت آرام...
یکی اینجا به تو قول داده...
قول داده که تمام خستگی هایت را جبران می کند...
پس فراموش نکن که وعده ی او، هرگز دروغ نیست...
اینجا سرزمین آرزوهاست...
اینجا کنگره ی 60 است...
و این وبلاگ متعلق به لژیون همسفر لیلا، در شعبه ی امین گلی خمینی شهر اصفهان است.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


  • paper | فال تاروت سه کارتی | فروش
  • فروش رپورتاژ آگهی | sales رپورتاژ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات