ܓ✿ تـــو فــقــطــ لــیــلــی بــاش ܓ✿
تو فقط لیلی باش... دل مجنون با من... گذر از این هفت خان... سخت و آسون با من! (وب لژیون همسفر لیلا) 
قالب وبلاگ
بنام خداوند هستی بخش
لژیون "تو فقط لیلی باش" روز دوشنبه ۲۰/ ۸ / ۹۸ با حضور جمعی از همسفران و استادی کمک راهنمای محترم «همسفر لیلا» و دبیری همسفر شهلا  با دستور جلسه «سی دی بیل + سی دی ماشین» راس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.


هر کس نگاه کند و ببیند از امکاناتی که کنگره در اختیارش گذاشته به خوبی استفاده می کند یا فقط مصرف کننده است، آیا آگاهی که دریافت می کند را بهایش را می دهد؟ باز پرداخت دارد؟
در هستی هر چیزی را باید بهایش را بپردازیم در غیر این صورت از ما گرفته می شود. 

گزارش کامل را در ادامه مطلب بخوانید...
در ابتدای راهنمای لژیون راجع به "هفته گلریزان" که در پیش رو داریم صحبت کردند.

همسفر لیلا(راهنمای لژیون): پول هایی که ما به کنگره کمک می کنیم به حساب آقای مهندس و یا شخص خاصی نمی رود، در سی دی ماشین آقای مهندس می‌گویند حتی به ورثه من هم این پول ها نمی رسد و پول کنگره جدا است.
آقای زرکش گفتند هفته گلریزان زمانی است که تو با خودت مواجه می شوی یعنی قبل از آن اگر هفته راهنما بود و من می گفتم راهنما چقدر زحمت کشیده است و من چقدر برایش در پاکت بگذارم و یا هفته مرزبان چقدر پول در پاکت بگذارم، اما روز گلریزان روزی است که ما خودمان با خودمان روبرو می شویم، و من با خدای خودم روبرو می شوم که قرار است چقدر در پاکت بگذارم وبه خودم ببخشم.
در ادامه صحبت ها آقای زرکش فرمودند مهم نیست که چقدر قرار است در پاکت بگذارید، مهم این است که چقدر یاد گرفته اید ببخشید. اگر فکر می کنید کندن از خودتان و پولتان سخت است، بدانید که هنوز آموزش های کنگره را عملی نکردید.
و نکته ی دیگر اینکه  خودتان را باکسی مقایسه نکنید،  نباید به این چیز ها دقت کنیم و هر کس باید به اندازه ی خودش ببخشد،
اصلا به کسی ربط ندارد که تو کم می دهی یا زیاد، چون فقط خودت هستی و خدای تو که شاهد توست. که در این مقطع آیا قدرت بخشیدن دارید یا نه...
آقای مهندس می گویند یک سری آدم ها نگهبان مالشان هستند و در سی دی ماشین  می گویند مثل ماری که روی مالش خوابیده است. شاید آدم های این گونه در کنگره هم باشند،  آدم هایی که ثروت زیادی دارند اما نمی توانند خرج کنند حتی برای خودشان.
چرا اینگونه است؟ به دلیل اینکه آنها اجازه ندارند خرج کنند و خداوند اجازه خرج کردن را به آن ها نمی دهد و آن شخص تا آخر عمرش فقط نگهبان مالش است. در مورد ما نیز صدق می کند که از آن مال و پولی که داریم چقدر می توانیم بگذریم  و ببخشیم. 
اگر پولی که من می دهم برود و در شهر دور افتاده ای شعبه ای ساخته شود هر کسی که آن جا رها شود من هم در ثواب و تاثیر آن شریک هستم.
آقای زرکش فرمودند آقای مهندس حاتم طائی هستند چون خودشان بزرگترین حامی کنگره ۶۰ هستند. ایشان حاتم طائی هستند و به ما هم فرصت دادند حاتم طائی باشیم. حاتم طائی این نیست که بیایی پنجاه میلیون کمک کنید، حاتم طائی این است که صد هزار تومن گذاشتید کنار تا یک روسری بخرید ولی از خریدن صرف نظر می کنید و آن را می بخشید به جایی که قرار است به انسان های دردمند کمک شود.
حال مشارکت همسفران عزیز را در مورد سی دی بیل و ماشین را می شنویم.

همسفر عزت: در انتهای سی دی ماشین آقای مهندس فرمودند؛ افکار منفی باعث بیماری های روحی و روانی که همان سایکوزماتیک است می شود. من خودم قبل از کنگره داروی زیادی مصرف میکردم اما خدارا شکر بعد از کنگره حال خوبی دارم و دیگر دارویی مصرف نمی کنم.

همسفر لیلا(راهنمای لژیون): در مورد نکته ای که خانم عزت اشاره کرد سایکوزماتیک، که همان بیماری روان تنی است که روح و روان ما را درگیر می کند و جسم ما را تحت تاثیر می گذارد. امروزه سیستم پزشکی این را کاملا ثابت کرده که خیلی از بیماری هایی که ما دچارش می شویم صد در صد ریشه ی روانی دارد و بیماری های زیادی وجود دارد که ریشه ی آن ها افکار منفی است. 
مثلا کسی که کمر درد دارد، یعنی بار زیادی را در زندگی اش به دوش می کشد، مثلا نگران شوهر و فرزندانش هست و یا نگران مادرش هست، این شخص بار اضافه ای را به دوش می کشد و در طول زمان دچار کمر درد می شود و جالب اینجاست که اگر این بار ها را زمین بگذارد کمردردش سبک تر می شود.
مثلا ریزش  مو به دلیل افکار پراکنده و آشفتگی ذهنی است.
علت چشم درد این است که ما نمی خواهیم یک سری واقعیت ها را در زندگی ببینیم، کسانی که بینایی شان ضعیف است به این دلیل است که نمی خواهند خیلی از واقعیت های زندگی شان را ببینند و همه ی بیماری ها ریشه و منشا روانی دارد.

نکته مهم دیگر این که صور پنهان ما  دو بخش دارد، ضمیر خودآگاه و ضمیر نا خودآگاه.
ضمیر خودآگاه بخشی از صور پنهان ماست که ما می توانیم آن را بفهمیم، مثل آرزوها، ارزش ها، ضد ارزش ها و تمام چیزهایی که از خودمان می شناسیم، مثلا من آدم کینه ای هستم و یا من آدم مهربانی هستم، این ها خود آگاه  است، ولی بخشی از وجود ما ضمیر ناخود آگاه است. یعنی به گونه ای پنهان است که من نمی توانم بفهمم که چگونه آدمی هستم، چه خواسته ای و یا چه مشکلاتی دارم.
خانم فاطمه می گوید، من کمر درد شدیدی دارم ولی در زندگی ام باری حمل نمی کنم، اما باید در خودت بیشتر عمیق شوی وتمرکز کنی و ببینی در کجای ضمیر ناخودآگاهت بار اضافه ای حمل می کنی و یا باری از گذشته و یا کینه از دیگران داری و یا نگران آینده هستی و یا چیز هایی که به تو ربط ندارد، یعنی مربوط به خودت نیست و پیدا کردنش سخت نیست ولی هر زمان که  پیدایش  کردی  به سرعت حل می شود.

همسفر زیبا: من قبل از کنگره زانو درد داشتم، آن زمان دائما می خواستم مسولیت همه ی زندگی را خودم قبول کنم و خیلی کارها را خودم انجام دهم  ولی از زمانی که به کنگره آمدم و آموزش های ناب کنگره را دریافتم  زانو درد هایم خوب شده است.

همسفر لیلا( راهنمای لژیون):  گلو درد به خاطر حرف هایی است که نزدیم. حتی خواب  آلودگی و تنبلی ریشه روانی دارد آدم هایی که از پس حل یک مشکل بر نمی آیند و برای فرار از آن مشکل می خوابند تا زمان برایشان بگذرد. 
حال برمی گردیم به سی دی 

همسفر سمیه: آقای مهندس می فرمایند قبلا سیگار کشیدن یک چیز عاد ی بود و شخص برای استخدام به محل کار می رفته و آن جا از او فندک می خواهند. شخص در جیب هایش به دنبال فندک می گردد و بعد به او می گفتند که تو به درد این کار نمی خوری و کسی که نداند فندکش کجا است به درد کار ما نمی خورد.
من خودم قبل از کنگره زندگی آشفته ای داشتم ولی امروز سعی می کنم همه چیز روی نظم باشد و هرگاه چیزی را گم کنم به قول آقای مهندس متاثر می شوم.
نکته بعد اینکه در مورد مشکلاتی که در زندگی پیش رویمان است شاید در ابتدا ناراحت شوم ولی بعد از مدت اندکی به حکمت آن پی می برم. مانند مثالی که آقای مهندس می زنند که می فرمایند ما اوایل که در کنگره بودیم آمدند و مدتی کنگره را بستند ولی این مسئله باعث شد ما به پارک طالقانی برویم و ورزش هم به کنگره اضافه شد. پس مشکلات و مسائل می توانند باعث رشد ما شوند.

همسفر مریم خ: طبق تئوری پنجره شکسته، اگر مشکلی با خانواده و یا دوستانمان داریم اگر همان ابتدا راه حل مشکل را پیدا کنیم، سر از خرابه ها در نمی آورد و نکته ی دیگر اینکه یک کتاب می تواند تو را راهنمایی کند  و یک کتاب هم تو را به خودکشی وا می دارد.

همسفر اشرف: در سی دی بیل آقای مهندس می فرمایند: یک چشمه ای وقتی در حال لبزیز شدن است می توانیم با بیل خاک بریزیم و جلوی لبریز شدن آن را بگیریم و این در زندگی ما صادق است، 
وقتی مشکل کوچکی برای ما پیش می آید اگر همان ابتدا جلوی آن مشکل را نگیریم تبدیل به مشکلات بزرگتر می شود. از نظر من اگر بیماری داشته باشیم و یا حتی ضد ارزشی داشته باشیم، اگر جلویش را نگیریم باعث تخریبمان می شود، مثل اینکه سیب گندیده ای در سبد باشد تمام سیب های آن سبد را از بین می برد.

همسفر فاطمه ر: این که می گویند باید جلوی هر چیزی را بگیریم من همیشه این کار را انجام می دادم ولی هیچ وقت به نتیجه نرسیدم؟

همسفر لیلا(راهنمای لژیون): وقتی که در زندگی مان مشکلی به وجود می آید، زمانیکه که شروع به حل مشکل می کنیم باید تا آخرش را برویم، یک موقع هست که ما تا آخر نمی رویم که ببینیم نتیجه چه می شود.
چون آدم وقتی تمام تلاشش را بکند، بعد می فهمد که در ادامه ی راه باید همچنان به تلاش ادامه دهد، یا نه زمان رها کردن رسیده است. ‌‌‌‌‌
مشکلات ما دو دو دسته هستند؛  یک دسته مشکلات هستند که باید خودمان تلاش کنیم و در جهت حلشان قدم برداریم و یک دسته مشکلاتی هستند که باید حلشان را به خداوند بسپاریم و نباید کاری انجام دهیم ، باید تسلیم خداوند باشیم شاید در ابتدا تشخیصش برایمان کار سختی باشد ولی زمانی که برای حل مشکلم تلاش می کنم، در ادامه راه متوجه خواهم شد که باید تلاشم را ادامه دهم و یا به خداوند بسپارم.
زمانی هم هست تلاشم تلاش اشتباهی است، مانند دستور جلسه امروز که روش های ترک اعتیاد است، یک مصرف کننده وقتی همه روش ها را امتحان می کندو هر بار تخریب زیادی دارد چرا باید راهی را که اشتباه است را ادامه دهد؟
پس اگر در جهت حل مشکلاتتان رفتید و به نتیجه نرسیدید شاید راهی که رفته اید اشتباه است و یا تلاشی که کرده اید اشتباه بوده، می توان گفت شاید هم الویت بندی نداشته اید. 
در ابتدا که به کنگره می آیید به نظرتان همه چیز تاریک است، ولی باید با ایمان خودتان ادامه دهید، اگر احساس می کنید اینجا جایی است که مشکلاتتان را حل می کند بدون تردید بمانید و ادامه دهید و مطمئن باشید که نتیجه می گیرید.

همسفر بهناز: وادی یک در مورد تفکر است که میگوید در ابتدای انجام هر کار باید تفکر نمود، که آیا کار درست است یا نه؟
مثلا مشکلی که برایمان پیش می آید  باید تفکر کنیم که چگونه آن مشکل را باید حل کنیم و با تفکر درست، راه درست را پیش بگیریم. در وادی یک نیز می گوید هر گاه برایمان مشکلی به وجود آمد،ٌ در هر مجلسی در مورد مشکلمان صحبت نکنیم و فکر کنیم آیا آن شخص می تواند مشکل ما را حل کند یا نه؟

همسفر لیلا( راهنمای لژیون): زمانی که می دانید طرف مقابلتان نمی تواند مشکلتان را حل کند، هیچ گاه با او درد و دل نکنید چون اثر معکوس دارد و حالتان بد تر می شود. سعی کنیم به جای اینکه با دیگران درد و دل کنیم در جهت حل مشکلمان تلاش کنیم، تنها کسی که می تواند به شما کمک کند راهنما است البته نه برای درد و دل کردن، بلکه برای  پاسخ به سوالاتتان در جهت حل مسائلتان.

همسفر لیلا ک: در سی دی ماشین آقای مهندس فرمودند در برابر مشکلات مانند نخل استوار باشید، مانند نخل که درختی است ایستاده از تمام اجزا و فرآورده های آن می توان استفاده کرد.
زمانی که مانند نخل استوار باشید، به توانایی های خودتان پی خواهید برد و این توانایی به نیروی عقلتان منتقل می شود. آن گاه متوجه می شوید که چگونه با مشکلتان برخورد کنید. مثلا وقتی می گویی قل هو الله احد آن را فقط در مورد خداوند به کار می برید و این را کس دیگری هم می تواند در مورد خداوند  بگوید و همان معنی را می دهد، یعنی هر گاه با مشکلات برخورد می کنید با تعبیر و تفسیر خودتان با آن مشکل برخورد نکنید.
به طور مثال زمانی که یک کشتی گیر شکست می خورد افسرده می شود و می گوید چرا اینگونه شد و من تلاشم را کردم، این دقیقا جایی است که با تفسیر خودتان این تعبیر را انجام می دهید و این اشتباه است باید فکر کنید و تلاشتان را بیشتر کنید تا بار بعد موفقیت بیشتری کسب کنید.

همسفر شهلا: برداشت من از سی دی بیل این بود یاد حرف های شما افتادم که می گفتید سعی کنید زندگی تان روی نظم باشد و اگر چیز اضافه ای دارید حذفش کنید.
مثلا ساعتی که باطری اش خوابیده روی روح و روان ما تاثیر می گذارد، اگر من به یک ساعت اهمیت ندهم چگونه می توانم به زندگی ام اهمیت بدهم. و برداشتی که از سی دی ماشین داشتم این بود که من باید بیشتر حواسم بر روی جسمم باشد، چون جسم من کار همان ماشین را انجام می دهد.
آقای امین در یک سی دی می گفتند: همان طور که خوراک روی طبع انسان تاثیر میگذارد، افکار مثبت ومنفی هم روی طبع ما موثر است. من قبل از کنگره طبع سردی داشتم اما بعد از کنگره طبعم عوض شد، چون افکار و اندیشه ام عوض شد. در سی دی بیل به یاد ضرب المثلی افتادم که می گفت: اگر بیل زنی باغچه ی خودت را بیل بزن، حقیقتا اگر ما هر چقدر هم بخواهیم کسی را درست کنیم اشتباه است و من باید به درون خودم بروم تا بتوانم به آرامش و آسایش برسم.

همسفر لیلا(راهنمای لژیون): در قسمتی از سی دی بیل آقای مهندس می فرمایند: نگاه کنید و ببینید در زندگی یک مصرف کننده هستید و یا تولید کننده، منظور از مصرف کننده فقط مصرف کننده مواد مخدر نیست.
بعضی آدم ها فقط مصرف کننده هستند بدون اینکه هیچ تولیدی داشته باشند، در کنگره می گویند نگاه کن ببین یک مصرف کننده بی مصرف هستید یا نه، کسی هستی که به درد جامعه اش می خورد؟
هر کس نگاه کند و ببیند از امکاناتی که کنگره در اختیارش گذاشته به خوبی استفاده می کند یا فقط مصرف کننده است، آیا آگاهی که دریافت می کند را بهایش را می دهد؟ باز پرداخت دارد؟
در هستی هر چیزی را باید بهایش را بپردازیم در غیر این صورت از ما گرفته می شود. 
حال شخص وقتی به درمان می رسد باید نگاه کند ببیند، که کنگره در زندگی ام چه نقشی داشته است؟
شاید در کنگره خدمتگزار نباشم ولی در این جشن گلریزان، خودم را با خدای خودم هماهنگ کنم و بخشندگی که خداوند دارد،  من هم داشته باشم و به اندازه بضاعت خودم ببخشم.

سپس لژیون با دعای خیر همسفران به پایان رسید.


نویسنده: همسفر سمیه
عکس: همسفر مریم خ




طبقه بندی: گزارشات لژیون، 
[ 1398/09/8 ] [ 08:12 ب.ظ ] [ همسفر لیلا (راهنمای لژیون) ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


وقتی که خسته از دنیای تاریک و ظلمانی اعتیاد، و با پیمودن راه های دشوار و پر از خطر، با پاهای خسته و ناتوان، به "اینجا" می رسی، بدان که اینجا سرزمین عشق است. سرزمین نور و امید.
ܓ✿اینجا کنگره ی 60 است...ܓ✿
در این سرزمین تو را همسفر می خوانند و همراه غرق شده در تاریکی اعتیادت را مسافر.
هر چند هر دو مسافرید! مسافرانی به مقصد عشق...
هر روز این سفر عینِ خوشبختی ست...
هر روزش فهمیدن و بزرگ شدن است، هر لحظه اش امید است و شوق..
و تو با هر قدم می رسی، با هر تپش قلبت اوج می گیری...
اینجا یاد می گیری از کنار تمام آدم هایی که برایت از محال بودن خواسته هایت می گویند بگذری و به حرمت تمام چشم هایی که منتظر رسیدنت هستند تلاش کنی.
مدال زیبای رسیدن تنها سهم توست.
افتخار فتح این قله، تنها باید نصیب دست های خسته ی تو شوند.
گرما و سرما، باد و باران، برف و تگرگ، طوفان و گرباد، هر چه باشد، نمی تواند مانع تو که کفش های آهنینت را به پا کرده ای و راهی سفر شده ای باشد...!
و این جاده میزبان قدم های توست...
حالا که عزم رفتن کرده ای، چشمانت را ببند و تمام روزهای سخت را دوره کن، تمام روزهایی که حق تو خندیدن بود و سهم چشمانت اشک شد!
تمام شب هایی که آسوده به صبح نرسید...!
تمام شادی هایی که بدهکار این قلب مهربانی!
حالا تو ماندی و گام هایی به استواری یک کوه و قلبی مملو از امید و عشقی پر رنگ تر از هر روز.
مسافر سرزمین آرزوها، تو فقط برو!
ببین که پشت سرت تمام آبی آسمان را ریختم..!
دلت آرام...
یکی اینجا به تو قول داده...
قول داده که تمام خستگی هایت را جبران می کند...
پس فراموش نکن که وعده ی او، هرگز دروغ نیست...
اینجا سرزمین آرزوهاست...
اینجا کنگره ی 60 است...
و این وبلاگ متعلق به لژیون همسفر لیلا، در شعبه ی امین گلی خمینی شهر اصفهان است.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


  • paper | فال تاروت سه کارتی | فروش
  • فروش رپورتاژ آگهی | sales رپورتاژ
  • ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

    شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو