ܓ✿ تـــو فــقــطــ لــیــلــی بــاش ܓ✿
تو فقط لیلی باش... دل مجنون با من... گذر از این هفت خان... سخت و آسون با من! (وب لژیون همسفر لیلا) 
قالب وبلاگ

به نام تنها مستعان من

لژیون همسفران (تو فقط لیلی باش) روز دوشنبه ۹۵/۸/۱۰ با استادی همسفر لیلا و حضور گرم اعضا وبا دستور جلسه ی "گِره مشکلات" راس ساعت 16:30 آغاز به کار نمود.

همسفری که اولویت اصلی زندگی اش رهایی مسافرش باشد، با چنگ و دندان آن را می خواهد و تمام اولویتهای دیگر زندگی به کنار می رود تنها برای رسیدن به رهایی.

و وقتی رهایی و درمان مسافرتان اولویت اصلی شما نباشد، آن را  به دست نمی آورید و اگر به دست آوردید، آن چنان ارزشی برایتان نخواهد داشت.

گزارش کامل در ادامه مطلب...

نویسنده: همسفر فاطمه

ابتدا استاد سخنانی در مورد سالروز تاسیس لژیون فرمودند و اشاره به این داشتند که:  دو هفته ی دیگر یک سال از تشکیل لژیون ما می گذرد ودر این مدت خیلی ها آمدند و ماندگار شدند وخیلی ها هم رفتند. در این مدت من درسهای زیادی از شما فرا گرفتم و تک تک شما آموزگاران من بودید.

شماهایی که در لژیون قرار دارید هر کدام برای خود یک دنیای عظیمی هستید، دنیایی پر از شادیها و غمها. من در اینجا ۱۵ دنیای متفاوت دارم که هر کدام یک اثر از نقشهای خالق هستید.

اما در مورد دستور جلسه این چنین آغاز نمودند:

بعضی از شماها را خیلی خوب می شناسم وعده ای دیگر را هنوز کامل نشناخته ام. تعدادی از شما مرا مرهم مسائل ومشکلات خود دانستید و با من صحبت کردید، من هم سعی کردم شنونده ومحرم راز خوبی برایتان باشم و بدون داشتن حس ترحم گرهی از مشکلات شما باز کنم. اکنون می خواهم نکاتی را برایتان باز گو کنم که شاید گره گشای مشکلات شما باشد...

هرگز فراموش نکنید که خداوند به اندازه ای به انسان بار می دهد که بتواند آنرا حمل کند. در قرآن نیز می فرمایند:من هیچ بنده ای را بیشتر از توانش تکلیف نمی کنم. اما ما انسان ها گاهی بار اضافه به دوش می کشیم و این بار اضافه به دوش کشیدن گاهی ما را خسته می کند و بعضی مواقع اصلا این باراضافه سهم ما نیست. به همین دلیل باید در زندگی وظایف و مسئولیتهای خود را کاملا مشخص کنیم. اما گاهی انسان مجبور است جاهایی یک کارها و مسئولیتهایی را به دوش بکشد واگر شما مجبور هستید بخاطر مسائل مالی خانواده کار کنید یا بخاطر تخریب هایی که مسافر شما دارد بار تربیتی بچه ها را خودتان را بر عهده بگیرید لااقل سعی کنید در حد توان شما باشد نه بیشتر.

اگر کاری انجام می دهید باید آن کار در حدی باشد که خودتان خسته نشوید، چرا که اگر خسته شدید وکم آوردید دیگر توان انجام همان کارها و وظایف کوچک خودتان را هم ندارید و همچنین اعصابی برای همسر و فرزندانتان نخواهید داشت. اما می توانید آن کار را به بخشهای کوچکتری تقسیم کنید و زمان کمتری برای آن بگذارید یا حداقل کاری را انجام دهید که دوستش داشته باشید.

انسان باید برای خود و جسم خود احترام قائل باشد تا دیگران هم برای او احترام قائل باشند. افکار منفی، ترسها، کمبودها و محدودیتها بار اضافه ای هستند که به دوش می کشیم، مثل اینکه انسان کیسه ی زباله ای دارد وهر کجا می رود آن را با خود حمل می کند و خود وجسم خود را خسته می کند و بعد هم از خدا کمک می خواهد و او نیز کمک نمی کند چرا که تو بار اضافه ای با خود حمل می کنی که سهم تو نیست!

حال برای حل مشکلات باید چه کرد؟

یک ساعت برای خود وقت بگذارید و گوشه ای بنشینید و تمرکز کنید و ببینید اگر مشکلاتتان راه حلی دارد آن را حل کنید و از خدا بخواهید راهی نشان تان دهد. و اگر مشکلاتتان راه حلی ندارند ببینید راهی وجود دارد که آن را کمتر کنید یا نه؟ واگر راه حلی ندارد آن را بپذیرید و این قدر هر کجا که می روید آن را به دوش نکشید.

بعضی مواقع گشایش کارها، بعد از پذیرفتن مشکل به وجود می آید. مثلا زندگی کردن در یک اتاق در کنار خانواده یا خانواده همسر که می دانم سخت است، اما اگر می توانید خانه ای اجاره کنید و مستقل شوید که این کار را بکنید، اگر نمی شود به این معنی است که رشد تو در همان یک اتاق است. حالا تو می توانی آن را برای خود و خانواده ی خود جهنم کنی، و هم می توانی آن را تبدیل به یک بهشت کنی و از آن لذت ببری. چون نوع نگاه تو مهم است و فرزندان بیشتر از آنکه در گیر مشکلات مالی و کمبود های زندگی باشند، به حال پدر ومادر نگاه می کنند و از حال خوب آن ها خوب و از حال بد آن ها حالشان بد می شود.

گاهی اوقات خداوند آزمون هایی را سر راه انسان قرار می دهد، برای اینکه تبدیل به یک انسان کار آزموده و رها شویم. همان مثال آقای مهندس که می فرمایند: خداوند یک بازی عجیبی راه انداخته است، خودش تله می گذارد و خودش هم ما را از تله بیرون می آورد و قرار است از این آزمون ها درس بگیرید، پس هنگام پیش آمدن آن ها، نترسید.

بعضی وقت ها هم هست که یک حال خرابی هایی درون خود داری که نه از شادی دیگران شاد می شوی نه حتی از شادی های خودت شاد می شوی.

شاید علت این باشد که توقع ما زیاد است وانتظار ما یک اتفاق خاص  و بزرگ و عجیب و غریب است و وقتی آن اتفاق رخ نمی دهد و به آن حد اعلا نمی رسد، برای همین شادی های کوچک خودمان یا دیگران ما را خوشحال نمی کند. سعی کنید از کوچکترین اتفاقات زندگی خوشحال شوید وخدا را شاکر باشید. اصولا شکر گزاری و دیدن نعمتها به فرد  انرژی می دهد.

روزهای پنجشنبه که به کنگره می آیید، ازدیدن رهایی انسان ها با تمام وجود به وجد بیایید و دست خود را به آسمان بگیرید و خدا را شکر کنید که یک انسان دیگر از وادی اعتیاد خارج شد؛ چه فرقی می کند مسافر من باشد یا یک نفر دیگر.

در اثر سهل انگای ها و افکار منفی و همان بارهای اضافه ای که با خود حمل می کنیم گاهی وقت ها سلامتی انسان به خطر می افتد که البته بستگی زیادی به روح و روان و افکار انسان دارد. همیشه تلاش کنید به جسم خودتان اهمیت بدهید وتا زمانی که خدا به انسان فرصت زنده بودن داده است مکلفید مراقب جسم خودتان باشید.

در زندگی ما انسان هایی هستند که ما را آزار می دهند که همیشه گفته ام باید برای چنین انسان هایی دعا کنیم وچاره ی درد تنها و تنها در محبت کردن به آنها است. گاهی آن ها از ما دور هستند، اما محبت فاصله نمی شناسد؛ اصولاً حس های پنهان بُعد زمان و مکان را نمی شناسند و هر جایی که باشند همدیگر را پیدا می کنند.  فقط کافی است ما قلباً به دیگران محبت کنیم. ما زمانی که به کنگره آمدیم سلاح های زیادی داشتیم مثل نفرت، خشم، کینه، زبان نیش دار. اما در کنگره یاد می گیریم که تمام این سلاح ها را زمین بگذاریم و به جای آن سلاح عشق و محبت را به دست بگیریم.

مواقعی هست که انسان ها در زندگی خود اشتباهاتی می کنند؛ این اشتباهات ۲ دسته هستند. بعضی قابل جبران هستند مثلا اگر کسی را ناراحت کردیم شاید بتوانیم دوباره آن رابطه را به شکل سابق بر گردانیم، اما بعضی اشتباهات هستند که به نظر قابل جبران نیستند و ممکن است تا پایان عمر ما را درگیر یک سری مسائل کنند. اشتباه کردی، تمام شد، حالا دیگر نباید خود را سر زنش کنید و به قول آقای امین نه بار گناه، بلکه باید بار مسئولیت آن را به دوش بکشید.خودت را ببخش تا دیگران هم تو را ببخشند، وقتی همیشه و هر لحظه در حال سرزنش کردن خودت هستی، چگونه توقع داری دیگران تو را ببخشند. در پیشگاه خدا غلط کردم را برزبان جاری کنید وآن را به صورت عملی نشان دهید.

و اما در کنگره:

در کنگره افرادی هستند که از خدمت کردن  فرار می کنند و می گویند اعتماد به نفس ندارم؛ مثلا برای کمک راهنمایی و یا حتی برای یک مشارکت ساده از عدم اعتماد به نفس و ترس هایشان شکایت می کنند. گاهی اوقات این موضوع  بر می گردد به منیت فرد که می ترسد مشارکت کند و دیگران مشارکت او را سطح پایین بدانند، یا می ترسد کمک راهنما شود و نتواند کمک راهنمای قوی شود و این موضوع باعث می شود که از رفتن به سراغ آن خدمت، خودداری کند. در صورتی که شما باید اول اصل خدمت را در نظر بگیرید و هرگز به دنبال تایید دیگران نباشید و بدانید هر خدمتی که بر عهده بگیرید را خداوند توانش را حتما به شما خواهد داد.

اما اگر کسی بخواهد در کنگره مو فق باشد باید فرمانبردار خوبی برای راهنمای خود باشد، به خصوص سفر اولی ها.  خانم مرجان فرمودند: همسفری که اولویت اصلی زندگی اش رهایی مسافرش باشد، با چنگ و دندان آن را می خواهد و تمام اولویتهای دیگر زندگی به کنار می رود تنها برای رسیدن به رهایی.

و وقتی رهایی و درمان مسافرتان اولویت اصلی شما نباشد، آن را  به دست نمی آورید و اگر به دست آوردید، آن چنان ارزشی برایتان نخواهد داشت. همسفری که رهایی برایش مهمتر از هر چیزی باشد، خیلی فرق دارد با همسفری که اولویتش رفتن مسافرش به سر کارمثلا در یک شهر دیگر یا کشور دیگر است، یا رفتن خودش به کلاس های دیگر و غافل شدن از آموزش های کنگره. این رهایی با آن رهایی زمین تا آسمان با هم فرق خواهد داشت. همسفری که اولویت زندگی اش رهایی نباشد با کوچکتین اشتباه مسافرش به هم می ریزد و  نا امید می شود، در صورتی که همسفری که با جان و دل رهایی را بخواهد، می داند که حتی اشنتباه مسافر هم بخشی از سفر اوست وبه تلاش خود ادامه می دهد.

بعد از سخنان استاد جلسه در ساعت 18:10 با دعای اعضای لژیون به پایان رسید.

نویسنده و تصویرگر: همسفر فاطمه




طبقه بندی: گزارشات لژیون، 
[ 1395/08/12 ] [ 08:55 ب.ظ ] [ همسفر لیلا (راهنمای لژیون) ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


وقتی که خسته از دنیای تاریک و ظلمانی اعتیاد، و با پیمودن راه های دشوار و پر از خطر، با پاهای خسته و ناتوان، به "اینجا" می رسی، بدان که اینجا سرزمین عشق است. سرزمین نور و امید.
ܓ✿اینجا کنگره ی 60 است...ܓ✿
در این سرزمین تو را همسفر می خوانند و همراه غرق شده در تاریکی اعتیادت را مسافر.
هر چند هر دو مسافرید! مسافرانی به مقصد عشق...
هر روز این سفر عینِ خوشبختی ست...
هر روزش فهمیدن و بزرگ شدن است، هر لحظه اش امید است و شوق..
و تو با هر قدم می رسی، با هر تپش قلبت اوج می گیری...
اینجا یاد می گیری از کنار تمام آدم هایی که برایت از محال بودن خواسته هایت می گویند بگذری و به حرمت تمام چشم هایی که منتظر رسیدنت هستند تلاش کنی.
مدال زیبای رسیدن تنها سهم توست.
افتخار فتح این قله، تنها باید نصیب دست های خسته ی تو شوند.
گرما و سرما، باد و باران، برف و تگرگ، طوفان و گرباد، هر چه باشد، نمی تواند مانع تو که کفش های آهنینت را به پا کرده ای و راهی سفر شده ای باشد...!
و این جاده میزبان قدم های توست...
حالا که عزم رفتن کرده ای، چشمانت را ببند و تمام روزهای سخت را دوره کن، تمام روزهایی که حق تو خندیدن بود و سهم چشمانت اشک شد!
تمام شب هایی که آسوده به صبح نرسید...!
تمام شادی هایی که بدهکار این قلب مهربانی!
حالا تو ماندی و گام هایی به استواری یک کوه و قلبی مملو از امید و عشقی پر رنگ تر از هر روز.
مسافر سرزمین آرزوها، تو فقط برو!
ببین که پشت سرت تمام آبی آسمان را ریختم..!
دلت آرام...
یکی اینجا به تو قول داده...
قول داده که تمام خستگی هایت را جبران می کند...
پس فراموش نکن که وعده ی او، هرگز دروغ نیست...
اینجا سرزمین آرزوهاست...
اینجا کنگره ی 60 است...
و این وبلاگ متعلق به لژیون همسفر لیلا، در شعبه ی امین گلی خمینی شهر اصفهان است.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


  • paper | فال تاروت سه کارتی | فروش
  • فروش رپورتاژ آگهی | sales رپورتاژ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic