ܓ✿ تـــو فــقــطــ لــیــلــی بــاش ܓ✿
تو فقط لیلی باش... دل مجنون با من... گذر از این هفت خان... سخت و آسون با من! (وب لژیون همسفر لیلا) 
قالب وبلاگ

به نام خدایی که در این نزدیکی است

لژیون دوم همسفران شعبه ی امین گلی در روز دوشنبه95/08/17 با استادی همسفر لیلا و با حضور گرم اعضای لژیون و با دستور جلسه ی

 "سی دی لنگر کشتی را بکشید

راس ساعت 16:30 برگزار شد.

تا زمانی که نوع دیگری نشویم از طوفان های زندگی عبور نخواهیم کرد. اگر این طوفان ها تمامی ندارد و همچنان ادامه دارد به این خاطر است که هنوز جنس ما عوض نشده.

نوعی دیگر شدن سخت است٬ همان طور که همیشه برداشتن اولین قدم سخت است.

خداوند می فرمایید:

ما سرنوشت هیچ قومی را عوض نمی کنیم مگر اینکه آن قوم خواسته های نا معقولشان را تغییر دهند...

در ادامه مطلب بخوانید...

============================================

درابتدا استاد پاسخی به سوالات چند تن از همسفران بیان نمودند مبنی بر اینکه آیا ما مسافران خود را رها کنیم یا خیر؟ و در مورد آمدن به کنگره یا لژیون ویلیام وایت تذکر بدهیم یا خیر؟ و این که منِ همسفر اینجا چه نقشی دارم؟

استاد در پاسخ این چنین فرمودند:

در کنگره هیچ قانون کلی وجود ندارد که شامل حال تمام همسفران شود و ما بگوییم که شما باید از این فرمول پیروی کنید! اما  تنها چیزی که مهم است شناخت مسافراست. یعنی شما باید در طول  زندگی که با مسافر خود داشتید به یک شناخت نسبی از مسافر خود رسیده باشید. این که او چه ویژگی ها و خصوصیاتی دارد، در برخی مواقع مسافر دوست ندارد در مسیرحرکتش همسفر او دخالتی داشته باشد یا در کار او تجسس کند. در چنین مواقعی شما باید ببینید چه بر خوردی برای مسافر بهتراست و یا در برخی مواقع مسافر دوست دارد که حمایت همسفر خود را به وضوح احساس کند٬ اینجا اگر  همسفر او را رها کند ممکن است برای مسافر خوب نباشد، یا ممکن است در برخی مواقع سکوت همسفر بهترین راه حل باشد.

پس همه این ها بستگی به شناخت شما از مسافرتان دارد و این که در هر لحظه چه چیزی برای او بهتر است.

اما یک مورد را فراموش نکنید و آن این است که تحت هر شرایطی مسافر خود را حمایت کنید، آن هم یک حمایت درونی،  نشات گرفته از محبت و احساس خود. به این دلیل که مسافر وجودش تاریکی است و فقط ممکن است یک نقطه کوچک از روشنایی در وجود او باشد٬ و چنین مسافری تحت نیروهای شیطانی و تخریبی است وهمسفر به خاطر اینکه شاید کمتر از مسافر خود غرق در ضد ارزش ها  بوده و شاید نقطه ی روشن و سفید بیشتری داشته باشد، در مسیر حرکت مورد حمایت نیروهای الهی خواهد بود و این همسفر با قرار گرفتن در کنار مسافر خود باعث می شود، از طریق القاء، نیروهای الهی که  به او هم کمک می کنند به مسافر هم یاری برسانند.

پس مسافر خود را حمایت کنید، ولی نه بصورت تجسس؛ و مبنا را بر اعتماد بگذارید.

بعد از آن چند نفر از همسفران در مورد دستور جلسه مشارکت کردند و سپس استاد فرمودند:

جسم انسان همانند کشتی و روح یا نفس او همانند پرنده ای است و زندگی انسان همانند یک دریای بی کران است. یعنی انسان همانند پرنده ای است سوار برکشتی در دریای بیکران زندگی!

و این دریای زندگی گاهی اوقات آرام٬ آفتابی و ملایم است ٬ وگاهی طوفانی و دارای امواج. و زندگی از هردوی این ها سرچشمه می گیرد. دریای زندگی در هنگامی که آرام وملایم است و همه چیز خوب است، هیچ کس مشکلی ندارد، اما هنگام طوفان است که انسان ها محک می خورند. و اینجاست که شرایطی پیش می آید به نام  بحران.

و در چنین شرایطی زندگی بحرانی می شود و آنجاست که  ما باید بتوانیم آن بحران را مدیریت کرده و از آن عبور کنیم.

در اینجا آقای مهندس می فرمایند: مدیریت بر بحران یک هنر است.

برای مقابله با بحران تنها یک نیرو وجود دارد که می تواند به ما کمک کند  و آن نیروی درون خود ماست٬ و هیچ قدرتی وجود ندارد که بتواند در رهایی از بحران به ما کمک کند.

کسی که وارد مقوله اعتیاد می شود برای خروج از تاریکی تنها نیروی درون خود اوست که می تواند به او کمک کند. ما در کنگره درمانگر نداریم٬ درمانگر خود شخص است. ولی آیا کسی که مصرف کننده است نیرو یا قدرتی در درونش وجود دارد  که بخواهد از آنها  برای رهایی از طوفان استفاده کند؟ 

بله هست . وقتی برای انسان شرایط بحرانی یا اعتیاد پیش می آید، دو راه پیش رویش وجود دارد. یک راه این که ناامید شود و بگوید من نمی توانم از این بحران خارج شوم٬ راه دیگر این که نوع نگاه خود را عوض کند و برای رهایی  از شرایط بحرانی تلاش کند.

همه انسان ها  در وجود خود نیروی عظیمی دارند که اگر  این نیرو متمرکز بر روی یک کار شود مطمئنا به نتیجه خواهند رسید. زیرا همه چیز در درون ماست  و به تفکر ما بستگی دارد٬ پس نیروهای درونی ٬ امید ها  و باورها در هر انسانی می تواند کمک کننده باشد.

برای رهایی از طوفان های زندگی باید نوعی دیگر شد. یعنی اگر ما با همین سطح اطلاعات وآگاهی هایی که الان داریم بخواهیم از طوفان های زندگی عبور کنیم نخواهیم توانست، بلکه باید آن دانش و آگاهی ها را وسعت دهیم تا بتوانیم از طوفان های زندگی رها شویم  وبه راحتی از آن ها عبور کنیم.

یعنی تا زمانی که یک نوع دیگر نشویم یا از پوسته خود بیرون نیاییم نمی توانیم رشد کنیم. یک دانه تا زمانی که در دل خاک است کسی او را نمی بیند، ولی زمانی که سر از خاک بیرون می آورد خورشید و همه  شرایط در جهت رشد او به او کمک خواهند کرد.

پس تا زمانی که نوع دیگری نشویم از طوفان های زندگی عبور نخواهیم کرد. اگر این طوفان ها تمامی ندارد  وهنوز ادامه دارد به این خاطر است که هنوز جنس ما عوض نشده.

نوعی دیگر شدن سخت است ٬ همان طور که همیشه برداشتن اولین قدم سخت است.

خداوند می فرمایید:

ما سرنوشت هیچ قومی را عوض نمی کنیم مگر اینکه آن قوم خواسته های نا معقولشان را تغییر دهند.

پس برای رسیدن به خواسته هایتان باید نوعی دیگر شوید.

بعد از سخنان استاد جلسه در ساعت 18:10 با دعای اعضای لژیون به پایان رسید.

نویسنده: همسفر لیلا رحیمی

تصویرگر: همسفر فاطمه




طبقه بندی: گزارشات لژیون، 
[ 1395/08/19 ] [ 05:45 ب.ظ ] [ همسفر لیلا رحیمی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


وقتی که خسته از دنیای تاریک و ظلمانی اعتیاد، و با پیمودن راه های دشوار و پر از خطر، با پاهای خسته و ناتوان، به "اینجا" می رسی، بدان که اینجا سرزمین عشق است. سرزمین نور و امید.
ܓ✿اینجا کنگره ی 60 است...ܓ✿
در این سرزمین تو را همسفر می خوانند و همراه غرق شده در تاریکی اعتیادت را مسافر.
هر چند هر دو مسافرید! مسافرانی به مقصد عشق...
هر روز این سفر عینِ خوشبختی ست...
هر روزش فهمیدن و بزرگ شدن است، هر لحظه اش امید است و شوق..
و تو با هر قدم می رسی، با هر تپش قلبت اوج می گیری...
اینجا یاد می گیری از کنار تمام آدم هایی که برایت از محال بودن خواسته هایت می گویند بگذری و به حرمت تمام چشم هایی که منتظر رسیدنت هستند تلاش کنی.
مدال زیبای رسیدن تنها سهم توست.
افتخار فتح این قله، تنها باید نصیب دست های خسته ی تو شوند.
گرما و سرما، باد و باران، برف و تگرگ، طوفان و گرباد، هر چه باشد، نمی تواند مانع تو که کفش های آهنینت را به پا کرده ای و راهی سفر شده ای باشد...!
و این جاده میزبان قدم های توست...
حالا که عزم رفتن کرده ای، چشمانت را ببند و تمام روزهای سخت را دوره کن، تمام روزهایی که حق تو خندیدن بود و سهم چشمانت اشک شد!
تمام شب هایی که آسوده به صبح نرسید...!
تمام شادی هایی که بدهکار این قلب مهربانی!
حالا تو ماندی و گام هایی به استواری یک کوه و قلبی مملو از امید و عشقی پر رنگ تر از هر روز.
مسافر سرزمین آرزوها، تو فقط برو!
ببین که پشت سرت تمام آبی آسمان را ریختم..!
دلت آرام...
یکی اینجا به تو قول داده...
قول داده که تمام خستگی هایت را جبران می کند...
پس فراموش نکن که وعده ی او، هرگز دروغ نیست...
اینجا سرزمین آرزوهاست...
اینجا کنگره ی 60 است...
و این وبلاگ متعلق به لژیون همسفر لیلا، در شعبه ی امین گلی خمینی شهر اصفهان است.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


  • paper | فال تاروت سه کارتی | فروش
  • فروش رپورتاژ آگهی | sales رپورتاژ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic