ܓ✿ تـــو فــقــطــ لــیــلــی بــاش ܓ✿
تو فقط لیلی باش... دل مجنون با من... گذر از این هفت خان... سخت و آسون با من! (وب لژیون همسفر لیلا) 
قالب وبلاگ

به نام خدایی که دراین نزدیکی است

لژیون دوم همسفران شعبه امین گلی در روز دوشنبه  95/09/01 با استادی همسفر لیلا وبا حضور گرم اعضای لژیون وبا دستور جلسه ی

(سی دی انرژی نفس 1و2)

راس ساعت 16:30 برگزار شد.

در ابتدا راهنمای لژیون، رهایی یکی دیگر از اعضای لژیون(همسفر مریم، خدمتگزار نشریات) را تبریک گفتند و برای تمام سفر اولی ها آرزوی رهایی از بند اعتیاد را کردند و قبل از دستور جلسه یک نکته را برای همسفران متذکر شدند، و آن نکته این بود:

خیلی از انسانها که ما نیز جزء آنها بوده یا هستیم، یاد گرفته اند که به جای اینکه به خودشان بپردازند زندگی وشخصیت دیگران را مورد بررسی قرار می دهند و به جای سرگرم بودن به زندگی و مشکلات خود، سرگرم زندگی دیگران هستند. بخصوص اگر در زندگی مشکل ومساله ی خاصی به وجود آید، که وجود این مشکل یک طرف وحاشیه هایی که در کنار این مشکل بوجود می آید طرف دیگر ماجراست...

در ادامه مطلب بخوانید...

این حاشیه ها همان حرفها وصحبتهای مردم در مورد مسائل افراد است که معمولا صورت می گیرد. به عنوان مثال زن وشوهری که نمی توانند صاحب فرزندی شوند، مشکل نداشتن بچه یک ناراحتی است و حرف ها و حاشیه هایی که در کنار این مساله بوجود می آید به گونه ی دیگر باعث آزار خانواده می شود. همچنین خانواده ای که دارای یک مصرف کننده است نیز به همین شکل ممکن است با حرف ها و حدیث های دیگران آزرده و ناراحت شود.

و اما افراد در مواجه با این مشکلات دو دسته هستند:

یک دسته کسانی که بدون توجه به حرفها و زخم زبانهای دیگران و اینکه مردم راجع به زندگی آنها چه می گویند، تمام توان  و نیروی خود را روی رفع مشکل می گذارند و با  تمام توان و نهایت تلاش به دنبال راه حل مناسبی برای آن هستند.

ولی دسته دیگر اصل مشکل را رها کرده و از تلاش برای رفع مشکل دست برداشته و مشغول حرفهای مردم ونگرش آنها به زندگیشان می شوند و این موضوع باعث می شود که آن نیروی بسیار قوی و مثبتی که درونشان برای حل مشکلات وجود دارد، صرف مسائل حاشیه ای شود و از بین برود.

اما نکته مهم در آموزشهای کنگره برای کسی که نقشی به عنوان یک همسفر دارد این است که به جای پرداختن به مسائل حاشیه ای و صحبتهای دیگران ، تمام تلاش و توان و تمرکز خود را برای حل مساله صرف کند و اجازه ندهد مردم انرژی او را بگیرند. 

چرا که وجود مشکل و سختی در زندگی مانند یک سفر است. سفری که از یک مبدا شروع می شود(به وجود آمدن مسئله) و به یک مقصد می رسد(حل مسئله) و در این سفر ما در یک جاده اصلی هستیم که ممکن است از مسیر منحرف شده و به جاده خاکی برویم، علت این انحراف حرفهای مردم است. پس سعی کنیم کمترین توجه را به مسائل اطراف داشته باشیم وموضوع اصلی حل مشکل را همیشه مد نظر قرار دهیم و اجازه ندهیم نیرو و انرژی ما بیهوده هدر رود.

بعد از آن راهنما و اعضای لژیون در مورد مهم ترین نکات مطرح شده در سی دی های انرژی نفس 1 و 2 صحبت کردند که خلاصه ای از آن را به عرض شما می رسانیم:

درتعریف نفس گفتیم نفس آن چیزی است که تعیین موجودیت می کند، درظاهر و باطن و یک سری خواسته دارد. به این دلیل گفتیم "نفس چیزی است" که نفهمیدیم  جنس  آن از چیست و ازچه چیزی درست شده است؟ ولی این رافهمیدیم که جسم یا کالبد ما از خاک تشکیل شده است و کلیه موادی که در جسم ما هست، همه در خاک هم هست.

بخش اصلی وجود ما انسان ها نفس است.همان طورکه جسم ما ازبخش های مختلفی تشکیل شده مثل: قلب، سر، دل و....

نفس ما هم ازبخش های مختلفی تشکیل شده مثل:عقل، ذهن، آرشیو، روح و....

نفس را تمام موجودات، حتی حیوانات وگیاهان دارامی باشند، بطوری که گویی نفس با یک ریسمان نامرئی یا مثل یک قاب تمام ذرات جسم را به هم متصل نگاه می دارد.

جسم انسان به انرژی نیازدارد، و مواد غذایی را به عنوان سوخت مصرف می کند. سوخت در بدن انسان دو کار انجام می دهد، هم انرژی نقل و انتقال انسان را انجام می دهد وهم انرژی که انسان قادربه راه رفتن و کارکردن است و موادی را در اختیار جسم قرار می دهد که جسم بتواند خودش  را تعمیرکند. اینجاست که مواد غذایی از اهمیت فوق العاده ایی برخورداراست

بطورکلی موادی که ما در طول روز استفاده می کنیم به سه گروه تقسیم می شود:

 1.یک گروه غذاهای خوب

 2.یک گروه غذاهای بد

3.یک گروه خنثی. یعنی یکسری خوبی دارد و یکسری بدی.

غذاها را برمبنای سه اصل می توان تشخیص داد:

اول با چشم ، با یک گیرنده می توان تشخیص داد که آن غذا قابل خوردن هست یا نیست.

دوم  با حس بویایی، باید غذا را بو کرد که اگر فاسد باشد، بوی بدی می دهد.

سوم مزه غذاست، که از روی مزه می فهمیم که قابل خوردن هست یا نیست.

و غذاهای فست فود و آماده دقیقا همین سه موضوع را تغییر داده اند؛ یعنی در سوسیس و کالباس دقیقا شکل، بو و مزه ی آن را تغییر داده اند و اگر ما طعم و شکل و بوی واقعی آن ها را می دانستیم، هرگز از آن ها استفاده نمی کردیم. 

اما همان طور که جسم  ما به انرژی نیاز دارد، نفس ما هم به انرژی نیاز دارد، اما انرژی نفس از موادغذایی  و ویتامین ها و املاح نیست. بلکه انرژی خود را از "صوت، نور و حس" می گیرد.

صوت خوب می تواند به نفس انرژی خوب دهد و صوت بد می تواند نفس را از انرژی تخلیه کند. صوت خوب مثل آهنگ های خوب و مثبت و یا انسان هایی که از خوبی ها و مثبت ها صحبت می کنند و صوت منفی هم مثل انسان هایی که دائما از منفی ها سخن می گویند و یا آهنگ هایی که انسان را ناامید می کنند.

یکی دیگراز منابع انرژی نفس، نورهست  که به صورت  تصویر خودش  را به نمایش می گذارد. تصاویر می توانند انرژی ما را بگیرند یا به ما انرژی بدهند، پس ما می توانیم از تصاویرهم انرژی خوب بگیریم وهم انرژی بد. مثل تصویر زیبا و دل انگیزی که می بینیم، مثلا یک منظره ی زیبا یا طلوع و غروب خورشید که به ما انرژی مثبت و یا تصویر یک چیز بد و منفی که به ما انرژی منفی می دهد.

منبع دیگرانرژی نفس، حس است که روئت ناپذیراست، اما همان طور که از اسمش  پیداست قابل حس کردن است، مثل حس ناامیدی،حس ترس،حس بدبختی و یا حس های مثبت مثل حس امید، شجاعت، دوست داشتن و.....

کسی که حس اوآلوده است،  نمی تواند حس های خوب و مثبت را بگیرد؛ منشاء حس، افکار ماست.

افکار انسان هم در 3 زمان به گردش در می آید. "گذشته، حال و آینده" بعضی از انسان ها هستند که لحظات حال خود را از بین می برند، به این دلیل که در گذشته زندگی می کنند و به خاطر زندگی در گذشته، لحظات حال خود را ذبح می کنند.

بعضی دیگر فقط در آینده زندگی می کنند و همیشه در ترس از آینده زندگی می کنند و همه چیز را برای آینده می خواهند و اصلا از آن لذت نمی برند.

بعضی از انسان ها هم هستند که فقط در حال زندگی می کنند، می گویند دم غنیمت است من همین لحظه را می خواهم و می خواهم خوش باشم و بقیه اش مهم نیست.

هر سه این موضوعات اشتباه است. اگر بخواهی فکر را در گذشته یا آینده و یا حال زندانی کنی اشتباه است، باید بگذاری هم گذشته، هم آینده و هم حال جولانگاه افکار تو باشد.

از گذشته نتیجه بگیر، در حال زندگی کن و برای آینده برنامه ریزی کن.

و بدانید که بزرگترین انرژی نفس شکرگزار بودن  از خداوند است.

آقای مهندس می فرمایند: گذشته هر انسانی به سه بخش تقسیم می شود: یکی دوران کودکی اوست، یکی گذشته ایی که مربوط به یک روز، یک ماه یا یک سال قبل می شود،و دیگری هم گذشته ایی است که از دوران ازل و بعد از آفرینش و زندگی ما در جهان ها ودوران قبل بوده است که ما به آن کهن گذشته می گوییم.

قطعا همه  ما این کهن  گذشته  را داشته ایم و اگر کسی  کهن  گذشته  خوبی  نداشته  باشد، اینجا نمی توان او را تغییرداد و این همان فطرت اوست. فطرت مجموعه اطلاعاتی ست که در آرشیو ما جمع شده است، از گذشته  تا الان .

اما در اینجا باید گفت افرادی که کهن گذشته خوبی ندارند خیلی نادرهستند و اگرهم  باشند برای ما قابل تشخیص نیستند، پس همیشه در نظربگیرید که فطرت همه خوب است و در مورد فطرت کسی قضاوت نکنید.

بعد از آن  لژیون با دعای خالصانه همسفران به پایان رسید.

نویسندگان: همسفر لیلا رحیمی و همسفر فاطمه

تصویرگر: همسفر فاطمه




طبقه بندی: گزارشات لژیون، 
[ 1395/09/7 ] [ 07:34 ب.ظ ] [ همسفر لیلا رحیمی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


وقتی که خسته از دنیای تاریک و ظلمانی اعتیاد، و با پیمودن راه های دشوار و پر از خطر، با پاهای خسته و ناتوان، به "اینجا" می رسی، بدان که اینجا سرزمین عشق است. سرزمین نور و امید.
ܓ✿اینجا کنگره ی 60 است...ܓ✿
در این سرزمین تو را همسفر می خوانند و همراه غرق شده در تاریکی اعتیادت را مسافر.
هر چند هر دو مسافرید! مسافرانی به مقصد عشق...
هر روز این سفر عینِ خوشبختی ست...
هر روزش فهمیدن و بزرگ شدن است، هر لحظه اش امید است و شوق..
و تو با هر قدم می رسی، با هر تپش قلبت اوج می گیری...
اینجا یاد می گیری از کنار تمام آدم هایی که برایت از محال بودن خواسته هایت می گویند بگذری و به حرمت تمام چشم هایی که منتظر رسیدنت هستند تلاش کنی.
مدال زیبای رسیدن تنها سهم توست.
افتخار فتح این قله، تنها باید نصیب دست های خسته ی تو شوند.
گرما و سرما، باد و باران، برف و تگرگ، طوفان و گرباد، هر چه باشد، نمی تواند مانع تو که کفش های آهنینت را به پا کرده ای و راهی سفر شده ای باشد...!
و این جاده میزبان قدم های توست...
حالا که عزم رفتن کرده ای، چشمانت را ببند و تمام روزهای سخت را دوره کن، تمام روزهایی که حق تو خندیدن بود و سهم چشمانت اشک شد!
تمام شب هایی که آسوده به صبح نرسید...!
تمام شادی هایی که بدهکار این قلب مهربانی!
حالا تو ماندی و گام هایی به استواری یک کوه و قلبی مملو از امید و عشقی پر رنگ تر از هر روز.
مسافر سرزمین آرزوها، تو فقط برو!
ببین که پشت سرت تمام آبی آسمان را ریختم..!
دلت آرام...
یکی اینجا به تو قول داده...
قول داده که تمام خستگی هایت را جبران می کند...
پس فراموش نکن که وعده ی او، هرگز دروغ نیست...
اینجا سرزمین آرزوهاست...
اینجا کنگره ی 60 است...
و این وبلاگ متعلق به لژیون همسفر لیلا، در شعبه ی امین گلی خمینی شهر اصفهان است.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


  • paper | فال تاروت سه کارتی | فروش
  • فروش رپورتاژ آگهی | sales رپورتاژ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic