ܓ✿ تـــو فــقــطــ لــیــلــی بــاش ܓ✿
تو فقط لیلی باش... دل مجنون با من... گذر از این هفت خان... سخت و آسون با من! (وب لژیون همسفر لیلا) 
قالب وبلاگ
به نام نامی اولین عاشق که اوست...

لژیون دوم همسفران شعبه امین گلی در روز دوشنبه 95/9/29  با استادی همسفر لیلا و با حضور گرم اعضای لژیون و با دستور جلسه"سی دی خوی وحشی" راس ساعت 16:30  برگزار شد.

در ابتدا استاد گرامی هفته همسفر را خدمت تمام همسفران تبریک گفتند و فرمودند سعی کنید همسفران خوبی برای مسافرانتان باشید ونقش خود را به خوبی ایفا کنید و از مسافران خود هیچ توقعی نداشته باشید.

دستور جلسه امروز سی دی خوی وحشی است،یک سی دی بسیار جالب! و اگر کسی در وجود خودش اهلی نشده باشد، هیچ وقت نمی تواند به نقطه آموزش برسد. 
چون همه انسان ها در وجود خود این خوی وحشی بودن را دارند....

در ادامه ی مطلب بخوانید...

هدف از مطرح شدن این سی دی جواب دادن به یک سؤال بود و آن این که: چرا یک انسان در زندگی هر چه تلاش می کند و زحمت می کشد. تلاش او نتیجه نمی دهد؟ و یک نفر دیگر تلاش خیلی کمی انجام می دهد ولی تلاش او نتیجه می دهد؟
ممکن است یک نفر سال های سال برای رسیدن به چیزی تلاش کند، مثلا برای کنکور بخواند ولی قبول نشود و دیگری با یک بار خواندن قبول شود.
اگر خدا می گوید من بر مبنای تلاش شما، به شما پاداش می دهم، چرا بعضی مواقع تلاش های ما نتیجه نمی دهد؟

در ادامه به پاسخ این سؤال می پردازیم...

آقای امین در این سی دی از طبیعت الهام گرفته است. اولین نکته ای که در طبیعت مطرح کرده است در مورد درختان هست. با توجه به این سی دی وجود درختان چه فایده ایی دارد؟ اولین فایده درختان تولید اکسیژن است که این اکسیژن به مصرف حیوانات و انسان های دیگر می رسد. کار دیگری که درختان انجام می دهند این است که یک لایه های حفاظتی درست می کنند که باز تاب های مضر خورشید را می گیرد. و دیگر این که جاهایی که درختان و گیاهان سبز هستند، هوا خیلی معتدل تر است و گرم نیست. یعنی اجازه نمی دهند که خاک  نور خورشید را جذب کند و بخش دیگری از این پوشش ها در جنگل ها است.
حال اگر ما به این گیاهان و به این بوته ها نگاه کنیم می بینیم که محصولاتی که ما در حال حاضر داریم و میوه هایی که داریم شاید هزار سال پیش این ها نبودند. اگر دقت کرده باشید ما هر دفعه یک میوه جدید می بینیم یا خیلی از مرکبات که شاید صد سال پیش اصلا نبوده است، مثلا کیوی چندین هزار سال پیش نبوده است. ولی در حال حاضر ما چندین نوع میوه داریم مثلا چندین نوع هلو داریم، چندین نوع گیلاس داریم.... یا بعضی میوه ها هستند که طعم چند نوع میوه را می دهند. این ها میلیون ها سال پیش وجود نداشته است. اما الان به وجود آمده اند، به چه دلیل؟ به دلیل دخالت انسان در طبیعت. و این دخالت انسان یک کار خوب بوده که انسان آمده با دانش خاص خودش آن گیاهان وحشی را اهلی کرده است. حتی خشخاش که از آن تریاک به دست می آید، قبلا یک گیاه وحشی بوده است وانسان با اهلی کردن آن، تریاک را به دست آورده است و یک دارویی است که بسیار بسیار شفا بخش است البته به شرط آن که در دست پزشک حاذق قرار بگیرد.

در این جا اصطلاحی مطرح شد به اسم اهلی شدن. یعنی انسان ها آمده اند گیاهان وحشی را اهلی کرده اند. آن گیاهان وحشی سه ویژگی داشتند:
یکی این که محصولاتی که می دادند خیلی کم بود. دوم این که خیلی کوچک بودند. و سوم این که مزه اش اصلا قابل استفاده نبود. یا خیلی ترش بودند و یا خیلی تلخ. و نمی شد از آن ها استفاده کرد. انسان آمد با دانش خود آن ها را به میوه های خیلی شیرین و درشت و در مقدار زیاد تبدیل کرد. حال این سوال پیش می آید که چرا این گیاهان یا درختانی که در جنگل بودند وحشی بودند؟ 
همسفر خدیجه این گونه پاسخ داد: در جنگل درختان زیادی وجود دارد که هر یک از آن ها برای این که نور خورشید را دریافت کنند، تلاش می کنند و به همین خاطر به شکل کج رشد می کنند و به دلیل همین فشار زیاد، میوه کمی می دادند. 

در ادامه استاد گرامی افزودند: درختانی که در جنگل بودند برای به دست آوردن نور دائما در حال جنگیدن بودند تا کمی  نور به دست آورند. و تمام توان آن درخت صرف این می شود که بجنگد.
یعنی آن توانی که خدا بهش داده و در درونش هست، به جای این که صرف زایش و تولید و خلق شود، صرف جنگیدن برای به دست آوردن کمی نور می شود و به همین دلیل است که درخت وحشی می شود و میوه های خوبی نمی دهد. حال باغبان با دانش خود، درختان را با فاصله مشخصی کنار هم کاشته است. یعنی اگر یک جنگل را نگاه کنید درختان خیلی نا منظم و کج هستند ولی اگه به یک باغ بروید می بینید درختان خیلی منظم و با فاصله مشخص از هم کاشته شده اند. طوری که سایه درختان روی هم نیفتد و مانع رسیدن نور خورشید به یک دیگر نشود. یعنی فاصله معمولی را رعایت کرده اند مثلا درخت سیب باید ۴‌ متر از هم فاصله داشته باشند، یا درخت گردو باید ۱۰-۱۵ متر از هم فاصله داشته باشند و.... و باغبان دقیقا این فاصله ها را رعایت می کند.

حال سوال این است که چه کار کنیم تا درخت گردو، گردو های درشت اندازه سیب بدهد؟ آیا باید یک گردو به اندازه سیب  کاشت؟ نه! ما گردوی معمولی را می کاریم ولی این جا آن مراقبت و مواظبت از درخت و این که نور و آب کافی به درخت برسد باعث می شود تا محصول خیلی زیادی بدهد.
و ما همه این مطالب را گفتیم تا برسیم به انسان. چون انسان در همه موارد از طبیعت الگو می گیرد. و می خواهیم این وحشی یا اهلی بودن را راجع به انسان شرح دهیم...

در آن جا درختان را داشتیم با جنگل وباغبان، و این جا انسان را داریم با مربی یا راهنما. انسان ها یا رهجو ها، مسافران یا همسفران که در کنگره هستند را تصور کنید به آن درخت و باغبان که آن دانش را دارد تصور کنید به راهنما یا مربی.

انسانی که وارد کنگره می شود خوی وحشی گری دارد، یعنی چی؟ یعنی با همه جنگ و دعوا دارد و اولین جنگ هم با خودش است و بعد با همه اطرافیان.
مسافر هم که با همه دعوا دارد و همه را در اعتیاد خود مقصر می داند.
همسفر هم وقتی وارد کنگره می شود با همه دعوا دارد، مثلا فلانی باعث شد مسافر من مصرف کننده شود و....
و این خوی وحشی گری در وجود همه کسانی که وارد کنگره می شوند وجود داشته و دارد.

آقای حکیمی همیشه یک جمله ی زیبایی می گوید و آن این که: انسانی که در جایگاه خود قرار نگرفته باشد، در جایگاه  دیگران سرک می کشد و حال خود را خراب می کند...
یعنی انسانی که در زندگی دیگران دخالت می کند و می خواهد بداند که چه کار کرده و چه کار نکرده، انسانی است که در جایگاه خود قرار ندارد و جایگاه خود را پیدا نکرده است. و دقیقا مثل همان درختی است که درجایگاه خودش نیست و برای به دست آوردن نور باید خود را کج کند.
انسانی که جایگاه خود را در زندگی پیدا کرده است و سر جای خود ایستاده هیچ وقت در زندگی دیگران دخالت نمی کند و سرک نمی کشد.

حال انسان در این زمینه یک تفاوتی با درخت دارد، به نظر شما آن تفاوت چیست؟ 

همسفر هاجر این چنین پاسخ داد: درخت را می شود از جای دیگری آورد و پرورش داد، اما انسان تا خودش نخواهد و تا آن در گیری های درونش را حل نکند نمی تواند اهلی شود.

و در ادامه استاد عزیز چنین فرمودند:
یک درخت را باغبان می تواند بیاورد و اهلی اش کند ولی یک انسان یا یک رهجو باید خودش اهلی شده باشد تا بتواند سر لژیون بنشیند و از مربی یا راهنمای خود آموزش بگیرد. کسانی که آموزش پذیر نیستند وسط سفر از کنگره می روند چه مسافران و چه همسفران! و یا وسط جلسه می آیند، یا اصلا حوصله ندارند گوش بدهند و....
این ها کسانی هستند که آن اهلی شدن هنوز در وجودشان اتفاق نیفتاده است و اگر اهلی شده بودند صد در صد می توانستند.

سؤال مهم دیگر این است که: نشانه ی انسان های وحشی چیست؟

و همسفر لیلا رحیمی این چنین پاسخ داد: نشانه ی وحشی بودن دو مورد است، یا ظاهری خیلی آرام دارند و یا ظاهری خیلی سخت وسفت و دیگر این که خیلی زود نارحت می شوند و به آن ها بَر میخورد.

استاد گرامی سوال دیگری مطرح کردند وآن این که: چرا انسانی که وحشی است به نظر اهلی می آید؟ 

و همسفر لیلا رحیمی پاسخ داد: انسان هایی که از درون خوی وحشی گری دارند ظاهری خیلی آرام واهلی دارند و همان  طور که آقای امین می گویند اگر درون آن ها جهنم است لااقل دکور را درست می کنند تا کسی به جهنم درونشان پی نبرد.

و استاد ادامه دادند: پس متوجه شدید که نشانه وحشی بودن این است که دکور یا ظاهر خود را درست می کنند یعنی به سر  و وضع خود میرسند. مثلا کسانی که به کنگره می آیند، در همان روز های اول خیلی به ظاهر خود می رسند تا کسی متوجه مصرف کننده بودن آن ها نشود. و یا کسانی که در زندگی خود علاقه زیادی به خرید لوازم لوکس دارند، این ها کسانی هستند که از درون هنوز اهلی نشده اند و می خواهند با این چیز ها وحشی بودن خود را پنهان کنند.

انسان هایی که دکور خود را درست می کنند و به ظاهر خود اهمیت می دهند دو دسته هستند: یک دسته درونشان جهنم  و یا وحشی است و می خواهند کسی به آن جهنم درون آن ها پی نبرد و کسی متوجه حال خرابی آن ها نشود و دسته دوم بر عکس هستند، یعنی در  درونشان بهشتی وجود دارد که دوست ندارند کسی به این بهشت دسترسی داشته باشد. مثلا افرادی هستند که در نگاه اول زیاد قابل پذیرش نیستند ولی وقتی به آن ها نزدیک شوید می بینید درونشان عشق و محبت هم هست.

حال نشانه های اهلی بودن چیست؟ 
اولین نشانه ی اهلی بودن این است که باید ببینیم چقدر بار دارد، مثلا زمانی که می خواهیم ببینیم درختی اهلی شده یا نه، نگاه می کنیم که چه قدر بار داده و یا چه قدر ثمر داده است. یا ممکن است بگوییم این درخت سیب، درخت خوبی است، می گوییم اگر درخت خوبی است پس بارش کو؟ ثمرش کو؟ میوه هاش کو؟ یا مثلا می گوییم فلانی آهنگ ساز خوبی است. ازکجا می فهمیم؟ از آهنگ هایی که ساخته است. یعنی تولید دارد زایش دارد خلق دارد.
یک کمک راهنمای خوب را از کجا می توانیم بفهمیم کمک راهنمای خوبی است ؟ از رهجو هایی که پرورش می دهد و آن حال خوش رهجو هایش.

پس عملکرد راهنما درکنگره بر مبنای رهجو هایش است که سنجیده می شود و این در مورد هر حرفه ایی وجود دارد.
یا ممکن است دربعضی مواقع ما در گیر مدرک شویم مثلا می گوییم فلانی چند تا مدرک دارد پس آدم اهلی هست در صورتی که مدرک نشانه ی اهلی بودن انسان ها نیست.
هر انسانی باید روی خودش کار کرده باشد و تزکیه و پالایش کرده باشد و آن جنگ درونی را با آموزش ها از بین برده باشد تا به درجه اهلی شدن برسد.
پس اولین نشانه ی اهلی شدن این است که تولید و زایش و خلق داشته باشد.
نکته ی مهمی که آقای امین مطرح می کنند این است که، انسان هایی که اهلی شده اند دیگر ذهنشان در گیر قضاوت و قیاس نیست.یعنی در زندگی هر کسی در جایگاه خودش قرار دارد و در گیر قیاس کردن در مورد خود و دیگران نیست.

دومین نشانه ی اهلی بودن این است که: کسی که اهلی شده است هر کاری را که انجام می دهد به خاطر خود آن کار است، به خاطر این که نسبت به انجام آن  کار عشق دارد و فعلی که با عشق انجام می شود محکوم به پیروزی است.
آقای امین در این سی دی می گویند: به دنبال این نروید که چه کسی اهلی است و چه کسی وحشی. چرا؟ چون این کار باعث می شود که به آن ها برچسب بزنی و وقتی برچسب زدی در مورد آن ها وارد قضاوت می شوید. و یکی از نشانه های انسان اهلی این است که در مورد کسی قضاوت نمی کند، خود را با کسی قیاس نمی کند. زیرا اگر در مورد دیگران قضاوت کردم و بر چسب زدم یعنی خودم هم آن صفت وحشی بودن را دارم.

انسان بایدهمیشه تزکیه را از خود شروع کند. تزکیه و پالایش یعنی دیدن تاریکی و زدودن تاریکی. پس ضد ارزش ها را در درون خود جستجو کنید و روی آن ها کار کنید. ممکن است بعضی از صفات انسان اهلی شده باشد و در بعضی صفات نه! 
مثلا ممکن است توانسته باشد بر ترس خود غلبه کند اما در منیت مشکل داشته باشد. پس باید تزکیه و پالایش از خود شخص شروع شود. 
هیچ وقت از کسی نخواهید که عوض شود. اگر در زندگی شرایطی پیش می آید که تغییر نمی کند و هر چه تلاش می کنید عوض نمی شود، به این معنی است که شما خودتان باید تغییر کنید، شما که تغییر کنید آن شرایط هم قطعا تغییر می کند.
 
زمانی که انسان اهلی شد یک سری قابلیت ها پیدا می کند که به او یک سری چیز ها داده شود. مسیر یک سری آموزش ها برایش باز می شود. ما نیرو هایی در درون داریم که زمانی که اهلی شدیم به ما داده می شود، مثلا افراد زیادی هستند که به کلاس زبان می روند ولی تنها یک نفر از آن ها زبان دان می شود. چرا؟ چون آن هایی که موفق نمی شوند هنوز در درون خود در حال جنگیدن هستند. یا در گیر قیاس هستند و یا در گیر قضاوت هستند و یا عشق و علاقه خاصی نسبت به آن کار را ندارند، به همین دلیل ممکن است به آن نرسند.

سومین نشانه ی اهلی بودن این است که: زود ناراحت نمی شود و زود بهش بَر نمی خورد. یعنی انسانی که زود ناراحت می شود و زود بهش بَر می خورد یا وقتی حرفی به او بزنی زود قهر می کند و ناراحت می شود، این نشان می دهد که هنوز اهلی نشده است. و ما باید این سه نشانه را در خود جستجو کنیم.
یعنی اگر من انسانی هستم که خلق و زایش و تولید دارم پس نشان می دهد که اهلی شده ام. و یا اگر در صلح و آرامش قرار بگیرم و کسی نتواند آن بهشت درونم را به هم بریزد، نشان می دهد که اهلی شده ام. وگزینه سوم هم این که زود بهم بَر نخورد و ناراحت نشوم.

به گفته ی آقای امین، این زود رنجی راخیلی باید جدی بگیرید چون یکی از نشانه هایی است که نشان می دهد آن هنوز وحشی است و ظرفیت خیلی چیز ها را ندارد. 

نکته ی خیلی مهم دیگر این که: اگر چیزی را خواستی و دنبال آن رفتی و آن را به تو ندادند، آن لحظه هر عکس العملی  نشان دهی، نشان دهنده درون توست. مثلا یک نفر رهایی را می خواهد ولی به او نمی رسد، ولی یک نفر بعد از آن می آید و به رهایی میرسد. زمانی که خواهر هم لژیونی تو به رهایی رسید چه حسی در وجودت، به وجود می آید، آیا خوشحال می شوی؟‌ آیا حسادت می کنی؟ آیا ناراحت می شوی؟ آیا از خداوند گله می کنی؟ هرحسی که در وجودت به وجود آمد، جنس تو از همان است و زمانی که تو بتوانی آن را در خود حل کنی، آن موقع است که ظرفیت آن در وجودت ساخته و به تو داده می شود.

حال به سوال اول می رسیم که چرا انسانی یک خواسته را میخواهد، خیلی هم برایش تلاش می کند ولی به آن خواسته نمی رسد ولی یک نفر دیگر با تلاش کمتری به آن خواسته می رسد؟ 
به دلیل این که هنوز اهلی نشده اند و یا هنوز گره هایی در وجود آن ها هست که هنوز آن گره ها باز نشده باقی مانده است.

بعد از آن لژیون با دعای خالصانه ی همسفران به پایان رسید.
نویسنده: همسفر لیلا رحیمی
تصویرگر: همسفر فاطمه



طبقه بندی: گزارشات لژیون، 
[ 1395/10/1 ] [ 03:00 ب.ظ ] [ همسفر لیلا رحیمی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


وقتی که خسته از دنیای تاریک و ظلمانی اعتیاد، و با پیمودن راه های دشوار و پر از خطر، با پاهای خسته و ناتوان، به "اینجا" می رسی، بدان که اینجا سرزمین عشق است. سرزمین نور و امید.
ܓ✿اینجا کنگره ی 60 است...ܓ✿
در این سرزمین تو را همسفر می خوانند و همراه غرق شده در تاریکی اعتیادت را مسافر.
هر چند هر دو مسافرید! مسافرانی به مقصد عشق...
هر روز این سفر عینِ خوشبختی ست...
هر روزش فهمیدن و بزرگ شدن است، هر لحظه اش امید است و شوق..
و تو با هر قدم می رسی، با هر تپش قلبت اوج می گیری...
اینجا یاد می گیری از کنار تمام آدم هایی که برایت از محال بودن خواسته هایت می گویند بگذری و به حرمت تمام چشم هایی که منتظر رسیدنت هستند تلاش کنی.
مدال زیبای رسیدن تنها سهم توست.
افتخار فتح این قله، تنها باید نصیب دست های خسته ی تو شوند.
گرما و سرما، باد و باران، برف و تگرگ، طوفان و گرباد، هر چه باشد، نمی تواند مانع تو که کفش های آهنینت را به پا کرده ای و راهی سفر شده ای باشد...!
و این جاده میزبان قدم های توست...
حالا که عزم رفتن کرده ای، چشمانت را ببند و تمام روزهای سخت را دوره کن، تمام روزهایی که حق تو خندیدن بود و سهم چشمانت اشک شد!
تمام شب هایی که آسوده به صبح نرسید...!
تمام شادی هایی که بدهکار این قلب مهربانی!
حالا تو ماندی و گام هایی به استواری یک کوه و قلبی مملو از امید و عشقی پر رنگ تر از هر روز.
مسافر سرزمین آرزوها، تو فقط برو!
ببین که پشت سرت تمام آبی آسمان را ریختم..!
دلت آرام...
یکی اینجا به تو قول داده...
قول داده که تمام خستگی هایت را جبران می کند...
پس فراموش نکن که وعده ی او، هرگز دروغ نیست...
اینجا سرزمین آرزوهاست...
اینجا کنگره ی 60 است...
و این وبلاگ متعلق به لژیون همسفر لیلا، در شعبه ی امین گلی خمینی شهر اصفهان است.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


  • paper | فال تاروت سه کارتی | فروش
  • فروش رپورتاژ آگهی | sales رپورتاژ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic