ܓ✿ تـــو فــقــطــ لــیــلــی بــاش ܓ✿
تو فقط لیلی باش... دل مجنون با من... گذر از این هفت خان... سخت و آسون با من! (وب لژیون همسفر لیلا) 
قالب وبلاگ

به نام یگانه‌ی هستی‌بخش

لژیون دوم هم‌سفران شعبه امین گلی در روز دوشنبه 95/10/6 با استادی هم‌سفر لیلا و با حضور گرم اعضای لژیون و با دستور جلسه"سی دی مستان به‌اضافه‌ی نکاتی از سی دی سنگش کمه و یاران" رأس ساعت16:30 برگزار شد.

استاد گرامی در ابتدای جلسه ضمن خوشامدگویی و آرزوی موفقیت برای هم‌سفران چند نکته را متذکر شدند.

استاد فرمودند: گوش کردن به سی دی باعث آموزش بیشتر می‌شود و چون ما در کنگره زمان محدودی برای آموزش داریم، اصل آموزش به عهده خودتان است که وقت گذاشته و سی دی گوش کنید.

در ادامه مطلب بخوانید

نکته‌ی دیگر این‌که هر ره‌جویی تا زمانی که راه‌کارهای ارائه‌شده توسط راهنما را انجام ندهد، هیچ اتفاقی در زندگی‌اش رخ نمی‌دهد و منتظر معجزه از سوی کنگره نباشد. معجزه اصلی بستگی به تلاش و حرکت درست ره‌جو دارد؛ و به همین دلیل است که از شما هم‌سفران عزیز می‌خواهم مسافران خود را رها کرده و به آموزش و رفع عیب‌های خود بپردازید و هر هم‌سفری باید پا به‌پای مسافر خود حرکت کند، نه جلوتر از او و نه عقب‌تر! چراکه موجب می‌شود مسافر و هم‌سفر یکدیگر را درک نکنند.

بعدازآن چند نفر از هم‌سفران برداشت‌های خود را از سی‌دی‌های سنگش کمه و یاران و مستان مطرح کردند.

و در ادامه استاد عزیز، این‌گونه فرمودند: معنی سنگش کمه در زمان‌های قدیم این بوده که بعضی از مغازه‌داران سنگ‌های یک کیلویی خود را صیقل می‌دادند به گونه ایی که مثلاً ۵۰‌ گرم از آن کم می‌شد و  وقتی کسی جنسی را می‌خرید پول یک کیلو را می‌داد اما جنس خریداری‌شده کمتر از یک کیلو بود که در آن زمان اتاق اصنافی وجود داشت که این سنگ‌ها را با سنگ یک کیلویی وزن می‌کردند و متوجه کسری سنگ می‌شدند.

یک‌ضرب المثلی هست که می‌گوید مفتش دهی، سنگش کم است

یعنی این‌که چیزی را به کسی مفت می‌دهی تازه از آن ایراد هم می‌گیرد و این در مورد کسانی صادق است که از امکانات رایگان کنگره استفاده می‌کنند و در آخر هم ایراد می‌گیرند و مدام در حال غر زدن هستند؛ و به همین دلیل است که آقای مهندس فرمودند هیچ‌کس تا در جایگاه مصرف‌کننده است نمی‌تواند ایراد بگیرد، حال این‌که مصرف‌کننده فقط مصرف‌کننده مواد مخدر نیست بلکه هم‌سفری هم که از امکانات استفاده می‌کند و هیچ حرکتی نمی‌کند یک مصرف‌کننده محسوب می‌شود.

استاد در ادامه راجع به سی دی یاران و مستان این‌چنین گفتند: خداوند در کلام‌الله خود می‌گوید من بهشت را برای انسان‌های خوب و نیکوکار آماده کرده‌ام و جهنم را برای بدکاران.

تصور ما از بهشت و جهنم تا قبل از ورود  به کنگره یک جا و مکان بود مثلاً جهنم را مکانی پر از آتش تصور می‌کردیم که خداوند آن را برای بدکاران تدارک دیده و بهشت را یک باغ سرسبز و زیبا که در آن نهرهای زیادی وجود دارد. ولی با آموزش‌های کنگره متوجه شدیم که بهشت جا نیست بلکه یک جایگاه است.

یعنی هرکدام از ما می‌توانیم در بهشت باشیم یا در جهنم!

خداوند در کتاب خود راجع به بهشت و جهنم به‌صورت تمثیل صحبت کرده و دلیل آن درک پایین انسان‌ها بوده است. مثلاً منظور از آتشی که می‌گوید هیزمش آماده است یا آب داغی که در گلویت ریخته می‌شود همان جهنم درونت است و چیزی است که در وجود خودت است.

ما هم برداشت اشتباهی از جهنم و بهشت داشته‌ایم ولی باید دانست بهشت و جهنم جا و مکان نیست بلکه جایگاهی است که در وجود هرکسی وجود دارد.

این جایگاه‌ها با انجام اعمال ما قابل‌تغییر است.

یکی از ویژگی‌هایی که خداوند برای بهشت ذکر کرده است وجود نهرهای جاری است. وجود  4 نهر که شامل نهرهایی از شیر، نهرهایی از آب زلال، نهرهایی از عسل که حکم دارو و شفابخش است و نهر خَمر است.

به گفته آقای مهندس نهر آب زلال همان عقل است، یعنی کسی که عقل او خوب کار می‌کند و در کارها از عقل فرمان می‌گیرد، نهر آب زلال در وجودش جاری است.

نهر عسل نیز همان عشق و محبت بلاعوض است که در وجود هر فردی وجود دارد.

نهر شیر به معنای ایمان است وقتی کسی در وجودش ایمان قوی وجود داشته باشد یعنی نهر شیر در وجودش جاری است. ایمان تجلی نور خداوند در انسان است و از اَمَن می‌آید یعنی ایمن شده.

کسی که در وجودش ایمان باشد از هر فکر منفی و هر ضد ارزشی در امان است.

و آخرین نهر، نهر خمر است که خداوند در کتاب خود می‌گوید مانند شرابی است که هر چه بیشتر می‌خوری تغییری نمی‌کنی. این نهر همان سیستم شبه افیونی یا سیستم ایکس ما انسان‌ها است که اگر این سیستم در بدن خوب کار کند یعنی در بهشت درونی خود این خمر وجود دارد.

چرا به این سیستم، سیستم ایکس می‌گویند؟ چون یک سیستم ناشناخته و مجهول است که آقای مهندس تا حدودی آن را کشف کرده‌اند و مرکز اصلی این سیستم در مغز و غدد کلیوی و غده‌های دیگر است؛ که بعد از ترشح به‌وسیله سلول‌های عصبی به تمام نقاط بدن می‌رسد و تمام مسائل جسم و روح به عهده این سیستم است. مثل تحمل درد یا امیدواری و...

در هر انسانی از بدو تولد این سیستم به‌خوبی کار می‌کند مانند بچه‌ها که هیچ‌وقت از بازی کردن خسته نمی‌شوند.

چگونه این سیستم از بین می‌رود؟

یکی از طریق مصرف مواد مخدر که  در خون حل می‌شود و به مغز می‌رسد و از سد خونی آن می‌گذرد. دوم از طریق افکار و احساسات.

مواد شبه افیونی در بدن به‌طور کامل ترشح می‌شود و هنگامی‌که یک مصرف‌کننده این مواد را از بیرون وارد می‌کند مقدار آن بیش‌ازحد معمول زیادتر شده و یک احساس سرخوشی به او دست می‌دهد، پس فکر می‌کند به یک ماده جادویی دست پیداکرده‌اند و در اثر تکرار کم‌کم ترشح مواد شبه افیونی طبیعی بدن کم می‌شود و این سیستم از کار می‌افتد.

هم‌سفران نیز با افکار منفی، ناامیدی، ناراحتی و زوم شدن بر روی مسافر و مقصر دانستن او باعث ازکارافتادن این سیستم می‌شوند. فرق مسافر و هم‌سفر این است که مسافر می‌داند از چه نوع و در چه قسمتی از بدن تخریب ایجادشده است. ولی هم‌سفر نمی‌داند که از چه طریق و تا چه اندازه به خود ضربه زده و همین هم کار هم‌سفر را سخت‌تر می‌کند، چون برعکس مسافر یک برنامه دقیق و حساب‌شده‌ای برای درمان خود ندارند و باید خود به‌خوبی حرکت کند و تخریب‌ها را در وجود خودش پیدا کند و به حل آن بپردازد.

حال به همان موضوع اصلی بحث یعنی بهشت و جهنم می‌پردازیم. کسانی که در  بهشت و یا جهنم وارد می‌شوند انسان‌ها هستند که آقای مهندس آن‌ها را به سه گروه تقسیم می‌کنند (سی دی یاران) ۱-یاران دست راست ۲- یاران دست چپ ۳-سابقون

بزرگ‌ترین تفاوت یاران دست راست و سابقون با یاران دست چپ  این است که در یاران دست راست وسابقون چهار نهر ذکرشده به‌خوبی کار می‌کند بخصوص در سابقون. ولی در یاران دست چپ این نهرها به‌خوبی کار نمی‌کنند و در یک جهنم وجودی به سر می‌برند. آقای مهندس می‌فرمایند یک مصرف‌کننده با مصرف مواد باعث می‌شود خود و خانواده‌اش را به خاطر افکار منفی به‌طرف جهنم سوق دهد و هیچ‌کس به‌اندازه یک مصرف‌کننده نمی‌تواند کمبود خمر درونی را احساس کند.

چرا این خمر درونی این‌قدر مهم است؟ چون یک سیستم حیاتی است که اگر در بدن انسان به‌خوبی کار کند در بدترین و سخت‌ترین شرایط هم فرد احساس راحتی می‌کند و گویی در بهشت است؛ و اگر درست‌کار نکند حتی اگر فرد در بهترین ویلاها و امکانات زندگی کند بازهم به حال خوش نمی‌رسد و از هر چیز کوچکی ناراحت می‌شود و گلایه می‌کند

آقای مهندس در سی دی مستان می‌گویند انسانی که خمر درونی او خوب کار کند می‌تواند خیلی صبورانه از پس مشکلات بربیاید و خیلی از شرایط را تحمل کند.

خمر درونی چگونه ساخته می‌شود؟ به سه روش (جسم، روان، جهان‌بینی) ساخته می‌شود.

جسم اولین سازنده خمر درونی است. اگر جسم سالم و به دور از مصرف مواد مخدر باشد این خمر را می‌سازد. پس تأکید آقای مهندس در سی‌دی‌های اخیر مبنی بر انجام ورزش و تغذیه‌ی سالم به همین دلیل است که خمر سالم در بدن سالم ساخته می‌شود.

جهان‌بینی یکی دیگر از عوامل سازنده‌ی خمر درونی است که بستگی به نوع نگاه و اندیشه و احساسات افراد دارد؛ اگر این افکار و احساست به‌طرف مثبت برود و خوش‌بینانه باشد و دارای ایمان قوی و عشق و محبت بیشتری نسبت به دیگران باشد خمر درونی بهتر کار می‌کند.

افکار منفی و کینه و نفرت باعث ازکارافتادن این خمر درونی می‌شود و همچنین ضد ارزش‌ها که فرمان‌هایی هستند که در قرآن ذکرشده و افراد را از یک سری کارها منع کرده است.

آقای مهندس می‌گویند در قرآن آمده که اگر کسی برای شما خبری آورد اول تحقیق کنید و بعد آن را بپذیرید، چراکه انسان موجود بسیار ساده‌ای است و زود تحت تأثیر حرف‌های دیگران قرار می‌گیرد. همیشه خوبی‌های انسان‌ها را ببینید. آقای مهندس در سی دی سنگش کمه می‌گویند قضاوت کردن کار خوبی نیست و اگر هم این کار را انجام می‌دهید از روی خوبی دیگران آن‌ها را قضاوت کنید.

همیشه اعمال ضد ارزشی با لذت همراه است، همان‌گونه که مصرف مواد در ابتدا با لذت همراه است. برای همین وقتی کسی غیبت می‌کند دوست داریم پای صحبت‌هایش بنشینیم؛ و این‌یکی از حقه‌های نیروهای بازدارنده است.

آقای مهندس می‌فرمایند فکر نکنید که شیطان چهرهای زشت و بد دارد اتفاقاً بسیار زیباست و با همین زیبایی یک عمل ضد ارزشی را در نظر ما زیبا جلوه می‌دهد.

چگونه عمل ارزشی را از عمل ضد ارزشی تشخیص دهیم؟

۱-تمام فرمان‌هایی که خداوند ما را به انجام آن و یا منع از انجام آن دعوت کرده است، در کلام‌الله موجود است و همین‌طور در وادی هشتم نیز ذکرشده است.  

۲- عقل هر فردی به او می‌گوید که چه عملی ارزشی است و چه عملی ضد ارزش است. یک عقل سلیم می‌گوید که ِغیبت و نفرت و تهمت بد است.

۳-آقای مهندس در سی دی سنگش کمه می‌گویند اعمال ارزشی، اعمالی هستند که خداوند آن‌ها را دوست دارد مثلاً خدا صابران را دوست دارد. خدا انفاق، یعنی ببخشش قسمتی از اموال، انفاق کننده  را دوست دارد.

۴- خدا هیچ‌وقت به بدی حکم نمی‌کند؛ مانند کسانی که به خود بمب می‌بندند و با منفجر کردن آن باعث کشته شدن خود و دیگران می‌شوند و می‌گویند این حکم خداست و این حرف اشتباهی است.

انسان وقتی یک عمل ضد ارزشی انجام می‌دهد، در رهن آن قرار می‌گیرد.

رهن یعنی گرو گذاشتن و اگر جایی خداوند اذن انجام کاری را صادر نمی‌کند بدان که یک جای کارت گیر دارد و اگر گشایشی در کارت ایجاد نمی‌شود باید ببینی کجا کارت گرویی داری که آزادش کنی. ببین کجا کار ضد ارزشی انجام داده ای.مثلاً دل کسی را شکستی و فردی را ناراحت کردی، حسابت را صاف کنی تا گره از مشکلت باز شود.

انسان در زندگی هدفی دارد و دررسیدن به آن ممکن است اشتباهاتی را انجام دهد، پس تا بهای این اشتباهات را ندهد به هدفش نمی‌رسد.

اگر انسانی جز اصحاب شمال باشد و کارهای ارزشی را شروع کند، کم‌کم از آن‌ها جداشده و به جمع اصحاب یمین (یاران دست راست) می‌پیوندد.

در کنگره نیز به همین‌گونه است؛ وقتی حرکت شروع می‌شود یک سری از آدم‌ها از ما جدا می‌شوند؛ نه اینکه ما کسی را کنار بگذاریم. چون در کنگره چنین چیزی نیست، بلکه آن‌ها به خاطر عملی شدن آموزش‌ها در وجود ما  خودبه‌خود از ما فاصله می‌گیرند؛ چراکه حس‌های ما شروع به باز شدن کرده و در مسیر ارزش‌ها قرارگرفته‌ایم، پس به هم‌نشین‌های خود دقت کنیم.

همان‌طور که آقای مهندس می‌گویند: با عقاب‌ها بپرید که عقاب‌ها شمارا به بلندای آسمان‌ها می‌برند و با مگس‌ها نپرید که شمارا به سطل زباله می‌برند.

و در پایان جلسه با دعای خالصانه هم‌سفران به پایان رسید.

نویسندگان: همسفر فاطمه و همسفر لیلا رحیمی

تصویرگر: همسفر فاطمه




طبقه بندی: گزارشات لژیون، 
[ 1395/10/10 ] [ 10:45 ق.ظ ] [ همسفر لیلا رحیمی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


وقتی که خسته از دنیای تاریک و ظلمانی اعتیاد، و با پیمودن راه های دشوار و پر از خطر، با پاهای خسته و ناتوان، به "اینجا" می رسی، بدان که اینجا سرزمین عشق است. سرزمین نور و امید.
ܓ✿اینجا کنگره ی 60 است...ܓ✿
در این سرزمین تو را همسفر می خوانند و همراه غرق شده در تاریکی اعتیادت را مسافر.
هر چند هر دو مسافرید! مسافرانی به مقصد عشق...
هر روز این سفر عینِ خوشبختی ست...
هر روزش فهمیدن و بزرگ شدن است، هر لحظه اش امید است و شوق..
و تو با هر قدم می رسی، با هر تپش قلبت اوج می گیری...
اینجا یاد می گیری از کنار تمام آدم هایی که برایت از محال بودن خواسته هایت می گویند بگذری و به حرمت تمام چشم هایی که منتظر رسیدنت هستند تلاش کنی.
مدال زیبای رسیدن تنها سهم توست.
افتخار فتح این قله، تنها باید نصیب دست های خسته ی تو شوند.
گرما و سرما، باد و باران، برف و تگرگ، طوفان و گرباد، هر چه باشد، نمی تواند مانع تو که کفش های آهنینت را به پا کرده ای و راهی سفر شده ای باشد...!
و این جاده میزبان قدم های توست...
حالا که عزم رفتن کرده ای، چشمانت را ببند و تمام روزهای سخت را دوره کن، تمام روزهایی که حق تو خندیدن بود و سهم چشمانت اشک شد!
تمام شب هایی که آسوده به صبح نرسید...!
تمام شادی هایی که بدهکار این قلب مهربانی!
حالا تو ماندی و گام هایی به استواری یک کوه و قلبی مملو از امید و عشقی پر رنگ تر از هر روز.
مسافر سرزمین آرزوها، تو فقط برو!
ببین که پشت سرت تمام آبی آسمان را ریختم..!
دلت آرام...
یکی اینجا به تو قول داده...
قول داده که تمام خستگی هایت را جبران می کند...
پس فراموش نکن که وعده ی او، هرگز دروغ نیست...
اینجا سرزمین آرزوهاست...
اینجا کنگره ی 60 است...
و این وبلاگ متعلق به لژیون همسفر لیلا، در شعبه ی امین گلی خمینی شهر اصفهان است.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


  • paper | فال تاروت سه کارتی | فروش
  • فروش رپورتاژ آگهی | sales رپورتاژ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات